معرفی نامه فصل دوم { ۴۰ لایک بخوره پارت اول رو میزارم}
𓆩 𝐓𝐀 𝐕𝐀𝐆𝐇𝐓𝐈 𝐊𝐄 𝐀𝐒𝐇𝐄𝐆𝐇𝐀𝐓 𝐒𝐇𝐎𝐃𝐀𝐌 𓆪
𓆩 𝐒𝐄𝐀𝐒𝐎𝐍 𝟐 𓆪
«تا وقتی که عاشقت شدم»
دو آدم...
دو دنیای کاملاً متفاوت...
و یک سرنوشت که قرار نیست به آنها اجازهی فرار بدهد.
𓂃 🖤 𓂃
تهیونگ
𝐓𝐀𝐄𝐇𝐘𝐔𝐍𝐆 | ۲۸
بزرگترین مافیای جهان.
مردی سرد، مغرور، عصبی و غیرقابلپیشبینی؛
مردی که همه از اسمش میترسند.
پول، قدرت، هزاران بادیگارد و خدمتکار...
هر چیزی که بخواهد، در اختیارش است.
اما پشت تمام آن قدرت،
مردی زندگی میکند که هیچوقت طعم واقعی آرامش را نچشیده.
تا وقتی که آت وارد زندگیاش میشود...
𓂃 🤍 𓂃
ا/ت
𝐀𝐓 | ۲۶
مهربان، زیبا، مستقل و قوی.
آت یک جراح موفق و پولدار است؛
دختری که زندگی خودش را ساخته
و برای رسیدن به خواستههایش به هیچکس وابسته نیست.
او از کسی نمیترسد.
حتی از مردی که تمام دنیا از او میترسند.
اما وقتی مسیر زندگیاش با بزرگترین مافیای جهان تلاقی میکند،
همهچیز تغییر میکند.
دو دنیای متفاوت...
یک مافیای قدرتمند،
یک جراح مستقل.
یکی عادت دارد همه از او اطاعت کنند،
و دیگری عادت ندارد برای کسی سر خم کند.
اما وقتی احساس وارد بازی شود،
دیگر نه قدرت کافی است،
نه پول،
نه غرور.
چون تهیونگ برای اولین بار چیزی را میخواهد
که نمیتواند با قدرت به دستش بیاورد.
آت.
و این بار،
او قرار نیست بهسادگی کنار بکشد.
𓆩 🖤 𓆪
«تو متعلق به منی.»
اما آت...
قرار نیست به این راحتی متعلق به کسی شود.
𓆩🖤 𝐓𝐇𝐄 𝐒𝐓𝐎𝐑𝐘 𝐂𝐎𝐍𝐓𝐈𝐍𝐔𝐄𝐒... 𓆪
𓆩 𝐒𝐄𝐀𝐒𝐎𝐍 𝟐 𓆪
«تا وقتی که عاشقت شدم»
دو آدم...
دو دنیای کاملاً متفاوت...
و یک سرنوشت که قرار نیست به آنها اجازهی فرار بدهد.
𓂃 🖤 𓂃
تهیونگ
𝐓𝐀𝐄𝐇𝐘𝐔𝐍𝐆 | ۲۸
بزرگترین مافیای جهان.
مردی سرد، مغرور، عصبی و غیرقابلپیشبینی؛
مردی که همه از اسمش میترسند.
پول، قدرت، هزاران بادیگارد و خدمتکار...
هر چیزی که بخواهد، در اختیارش است.
اما پشت تمام آن قدرت،
مردی زندگی میکند که هیچوقت طعم واقعی آرامش را نچشیده.
تا وقتی که آت وارد زندگیاش میشود...
𓂃 🤍 𓂃
ا/ت
𝐀𝐓 | ۲۶
مهربان، زیبا، مستقل و قوی.
آت یک جراح موفق و پولدار است؛
دختری که زندگی خودش را ساخته
و برای رسیدن به خواستههایش به هیچکس وابسته نیست.
او از کسی نمیترسد.
حتی از مردی که تمام دنیا از او میترسند.
اما وقتی مسیر زندگیاش با بزرگترین مافیای جهان تلاقی میکند،
همهچیز تغییر میکند.
دو دنیای متفاوت...
یک مافیای قدرتمند،
یک جراح مستقل.
یکی عادت دارد همه از او اطاعت کنند،
و دیگری عادت ندارد برای کسی سر خم کند.
اما وقتی احساس وارد بازی شود،
دیگر نه قدرت کافی است،
نه پول،
نه غرور.
چون تهیونگ برای اولین بار چیزی را میخواهد
که نمیتواند با قدرت به دستش بیاورد.
آت.
و این بار،
او قرار نیست بهسادگی کنار بکشد.
𓆩 🖤 𓆪
«تو متعلق به منی.»
اما آت...
قرار نیست به این راحتی متعلق به کسی شود.
𓆩🖤 𝐓𝐇𝐄 𝐒𝐓𝐎𝐑𝐘 𝐂𝐎𝐍𝐓𝐈𝐍𝐔𝐄𝐒... 𓆪
- ۹.۷k
- ۲۴ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط