{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

⋆𝑻𝑯𝑬 𝑬𝑵𝑬𝑴𝒀’𝑺 𝑯𝑶𝑺𝑻𝑨𝑮𝑬 =گروگان دشمن⋆

⋆𝑻𝑯𝑬 𝑬𝑵𝑬𝑴𝒀’𝑺 𝑯𝑶𝑺𝑻𝑨𝑮𝑬 =گروگان دشمن⋆

𝑳𝒆𝒆 𝑨𝒕 | لی ات — ۲۵ ساله
عاشق نقاشی و کتاب خوندنه و آشپزی فوق‌العاده‌ای داره. فضول، بددهن، شیطون و کیوته؛ ولی در عین حال شجاع و جذابه و به‌راحتی کوتاه نمیاد.

𝑲𝒊𝒎 𝑻𝒂𝒆𝒉𝒚𝒖𝒏𝒈 | کیم تهیونگ — ۳۰ ساله
آشپزی عالی و صدای خیلی خوبی داره
سرد و مغرور اما با کسی که دوستش داشته باشه فوق‌العاده مهربون و حمایتگر می‌شه.

𝑪𝒉𝒐𝒊 𝑲𝒂𝒏𝒈-𝒘𝒐𝒐 | چوی کانگ‌وو — ۳۱ ساله
شوهر اجباری ات و رقیب اصلی تهیونگ.

𝑳𝒆𝒆 𝑱𝒖𝒏𝒈-𝒉𝒚𝒖𝒌 | لی جونگ‌هیوک — ۵۰ ساله
پدر ات؛ مردی خشن و کنترل‌گر که زندگی ات در کنار او از کودکی جهنم بوده.

𝑴𝒐𝒕𝒉𝒆𝒓 𝒐𝒇 𝑨𝒕 | مادر ات — ۴۶ ساله
زنی مهربان و دلسوز که همیشه سعی کرده از ات محافظت کند، اما قدرت مقابله با جونگ‌هیوک را ندارد.

━━━━━━━━━━━━━━━━━━
خلاصه :

زندگی برای ات هیچ‌وقت شبیه زندگی یک دختر معمولی نبود.

پدرش، لی جونگ‌هیوک، آن‌قدر آدم بدی بود که خانه برای ات بیشتر از اینکه خانه باشد، جهنم بود. ات سال‌ها با ترس از پدرش زندگی کرده بود و هیچ‌وقت اجازه نداشت برای آینده‌ی خودش تصمیم بگیرد.

تا اینکه یک روز، جونگ‌هیوک تصمیم می‌گیرد دخترش را برای رسیدن به یک معامله‌ی مهم، به ازدواج چوی کانگ‌وو، رقیب اصلی کیم تهیونگ و یکی از خطرناک‌ترین مردان دنیای مافیا، مجبور کند.

اما درست زمانی که ات فکر می‌کند دیگر هیچ راه فراری ندارد، تهیونگ برای انتقام به عمارت رقیبش حمله می‌کند.

در میان آشوب آن شب، تهیونگ ات را پیدا می‌کند و بدون اینکه بداند او همسر اجباری دشمنش است، او را به عنوان گروگان با خودش می‌برد.

برای تهیونگ، ات فقط وسیله‌ای برای ضربه زدن به دشمنش است...

تا وقتی که کم‌کم متوجه می‌شود ات آن چیزی نیست که فکر می‌کرده.

اما درست زمانی که احساسات تهیونگ نسبت به ات تغییر می‌کند، کانگ‌وو جای ات را پیدا می‌کند و برای پس گرفتن همسرش برمی‌گردد.

حالا تهیونگ باید بین انتقام از دشمنش و احساسی که هرگز قرار نبود به گروگانش پیدا کند، یکی را انتخاب کند.

و ات؟

او میان دو دشمن گیر افتاده است... 🖤

#رمان#فیکشن#بی‌تی‌اس#فیک#رمان‌مافیایی
#jin#suga#jhope#namjoon#jimin#taehyung#jung‌kook
#جین#شوگا#جیهوپ#نامجون#جیمین#تهیونگ#جونگ‌کوک
#بی‌تی‌ای#بنگتن#رمان‌جونگ‌کوک
دیدگاه ها (۱)

معرفی رمان جدید

معرفی ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)chapter:۲جئون جونگ کوک....

پارت اول — جایی میان ماجونگ‌کوک همیشه فکر می‌کرد عشق یعنی پی...

رمان جدید. سرش جر خوردمجونگ‌کوک، ۲۳ ساله: دانشجوی دانشگاه، آ...

پارت هشتم | انتخابات چشم‌هایش را باز کرد.دست‌هایش بسته نبودن...

خانوم مدیرعاملبعضی آدم‌ها درست در زمانی وارد زندگی‌ات می‌شون...

بدو بخون رمان جدیددددددد### 🎬 معرفی‌نامه‌یِ رمان: «آسانسورِ ...

𝒫𝒶𝓇𝓉 13عقد با رئیس مافیا ___________________________________...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط