{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
یک روزی ترجیحا وسط پاییز یا زمستان ، چند دست لباس گرم بر میدارم ، گوشی مبایلم را روی تخت جا می گذارم ،آرایش نمی کنم ، حتی توی آیینه موهایم را هم مرتب نمی کنم ، میروم ترمینال یک بلیط اتوبوس از همین دمه سفر کنسلی خورده ها را میگیرم ، از مسافر کناری ام خواهش می کنم صندلی کنارِ پنجره اش را با من عوض کند و میروم .
نه با کسی حرف می زنم ، نه سراغی از کسی میگیرم . دست می کشم روی شیشه ی بخار گرفته ی اتوبوس و به بوته خارهای کنار جاده که به سرعت از من دور می شوند لبخند می زنم ، چشم هایم تند تند و پشت سر هم با سرعت جاده چپ و راست می شوند و خوشحالم ، از این که تمام وابستگی ها مثل بوته های کنار جاده از من می افتند و کنده می شوند. به مقصد که رسیدم ، تاکسی میگرم برای مزرعه ای توی همین نزدیک های آبادی ، سرم را روی علف های هرز میگذارم و سیگارم را روشن نکرده از دستم می اندازم ، با چشم هایی که بخاطر تندی آفتاب بسته ام میخندم ، بلند بلند می خندم.
برای شب یک سوییت کرایه می کنم و شام الویه آماده میخرم با نان کِ باگتِ مانده یِ تنها سوپری همان حوالی ، از پنجره بیرون را نگاه می کنم و چای کیسه ای ام را توی لیوان یک بار مصرف اب جوش تکان می دهم ، وقت خواب چشم هایم را می بندم و جای فکر کردن به هزارها موقعیت و آدم ها و رفتارها و فلان کاری که باید بکنم و نکردم ، جایی که رفتم و اشتباه کردم ، دروغی که گفتم ، یا دروغ هایی که شنیدم ، برنامه هایی که برای آینده دارم ، چند کیلو اضافه وزنم ، لاک های درست پاک نشده ام ، دوست داشتنی بودن یا نبودنم ، پولدار بودن یا نبودنم ، جای فکر کردن به هرچیزی که می شود و می تواند وجود داشته باشد سفیدیِ پشت پلک هایم را حس می کنم.
یک روزی ترجیحا وسط پاییز یا زمستان می روم ، و به تمام آدم های نگرانی که بعد از برگشتنم بهم فحش می دهند ، آرام و با لبخند میگویم رفتم به تنهایی ام سری بزنم.
یک روزی می روم.
دیدگاه ها (۱۴)

🍂🖇گاهی چایی‌ام را با خیالتشیرین می‌کنم گاهی دست در دستِ خیال...

دلم یک فقره دیوانه می‌خواهدکه بیاید و با هم برویم سراغ تمامد...

.من هربار توی چشم‌هایتان از توی این فیلم‌ها خیره می‌شوم بچه‌...

### 🖤 پارت اول: سایه‌ای در مهبارون مثل شلاق به شیشه‌های ماشی...

پارت ۱: خنده‌هایی که در باد گم شدندخورشیدِ عصر، رنگِ طلاییِ ...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p60صداش پایین‌تر اومده بود، اما هر کلمه ا...

ادامه پارت چهارم

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②⑦ زیبایی برایم معنایِ واحدی ندا...

رمان: سلطنتِ گل‌های سیاه 🍒🖤پارت ۲۲: رقصِ گیلاس‌هایِ سیاه زیر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط