{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای ساربان غمگین مباش خوش روزگاری می رسد

ای ساربان غمگین مباش خوش روزگاری می رسد

یا عمر غم سر می رسد یا غمگساری میرسد

ای ساربان آهسته ران قدری تحمل بیشتر

این کشتی طوفان زده آخر کناری می رسد..
دیدگاه ها (۴)

شده ام عاشق تو، وای که حالا چه کنم؟مانده ام در طلبت غرق تمنا...

و عشق تو به من آموخت:غم غربت دو چندان می شود شبها.....

حالا هی ساعت ها راعقب و جلو کنند ...هی کم و زیاد شود ...هی ق...

یا رب اگر نگذری از جرم و گناهم چه کنم ؟ ندهی گر، به در خویش ...

گل که باشی باغبانها دست چینت میکنندسنگ باشی میتراشند و نگینت...

#غمخوار من! به خانه ی غم ها خوش آمدیبا من به «جمع» مردم تنها...

حکایت شنیــــــــ‌دنی از ملانصرالدین از ملانصرالدین پرسیدند:...

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

در روزگاری که آینه‌ها هم گاهی غبارِ خودخواهی را پس نمی‌دهند،...

ران با دیدن این صحنه دستشو مشت کرد وعصبانی شد نه بخاطر نانسی...

وقتی جوانی می‌گذردوقتی جوانی می‌گذرددل آدم نازک‌تر می‌شود؛ ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط