{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیدی که رسوا شد دلم، غرق تمنا شد دلم

دیدی که رسوا شد دلم، غرق تمنا شد دلم

دیدی که من با این دل بی آرزو عاشق شدم

با آن همه آزادگی، بر زلف او عاشق شدم

ای وای اگر صیاد من، غافل شود از یاد من، قدرم نداند

فریاد اگر از کوی خود، وز رشته‌ی گیسوی خود، بازم رهاند

در پیش بی دردان چرا، فریاد بی‌حاصل کنم

گر شکوه‌ای دارم ز دل، با یار صاحبدل کنم

وای ز دردی که درمان ندارد

فتادم به راهی که پایان ندارد

شنیدم بوی او، مستانه رفتم سوی او

تا چون غبار کوی او، در کوی جان منزل کند

وای ز دردی که درمان ندارد

فتادم به راهی که پایان ندارد

دیدی که رسوا شد دلم، غرق تمنا شد دلم

دیدی که در گرداب غم، از فتنه‌ی گردون رهی

افتادم و سرگشته چون، امواج دریا شد دلم

دیدی که رسوا شد دلم، غرق تمنا شد دل
دیدگاه ها (۲)

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

دیدی که رسوا شد دلم ،غرق تمنا شد دلمدیدی که من با این دل، بی...

🎸 ─دیدی که رسوا شد دلم؛ غرق تمنا شد دلم دیدی که من با این دل...

. ..دیدی‌که رسوا شد دلم  غرق تمنا شد دلم . دیدی‌که رسوا شد د...

دیدی‌که رسوا شد دلم غرق تمنا شد دلمدیدی‌که رسوا شد دلم غرق ت...

دیدی که رسوا شد دلم...غرق تمنا شد دلم...دیدی که با آن دل بی ...

دیدی که رسوا شد دلمغرق تمنا شد دلمدیدی که من با این دل بی آر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط