{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دخترک بود و پسری هوس باز..

دخترک بود و پسری هوس باز.. مشـــــروب بود و ســـــــــــــیگار! پسر گفت: مگه عاشقم نیســــتی؟ یه عاشق باید به حرف عشقش گوش بده!دخترک عاشق بود و حاضــــر بود هر کاری کنه تا پسر باهاش بمـــونه.. پس قبول کرد! پســر.. شروع کرد به بوســــیدن٬ دخترک فکر کرد عشق بازیــــه! جامــه ی دریده شده.. سکس.. شــــهوت بالا.. ((( بکــــــارت پاره شده)))! اشک های دختــــرک.. خنده های پســــر..دخترک فهمید چه بــــهای سنگینی داره عاشــق شدن!دختــــرک موند.. پســــر رفت! دختــــرک قصـــه ی ما به یاد عشـــق بازیه اولش شد: فاحـــــــــــــــــشه! آری دختــــرک قصـــه ی ما فاحـــــــــــشه نام گرفت....
دیدگاه ها (۲)

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ⁴¹. 𝑚𝑎𝑛𝑑𝑎𝑡𝑜𝑟𝑦 𝑠𝒉𝑎𝑟𝑒..𝓶𝓪𝓷𝓭𝓪𝓽𝓸𝓻𝔂 𝓼𝓱𝓪𝓻𝓮.میا حدود یک ساعت ...

📚 داستان | سهمی که از عشق نداشتدیروز، بلورخانم، همسر احمدآقا...

𝙈𝙮 𝙧𝙚𝙙 𝙡𝙞𝙤𝙣 / part¹" توصیف در یک جمله :میانِ تیغ‌های نیش‌دار...

این فکرا داشت تو ذهنش پررنگ و پررنگ تر میشد تا جایی که یهو ق...

کامیل خودشو پشت یوشیرو جمع کرد حضور اون دوتا خیلی سنگین بود ...

#مافیا_عزیز_من#Part29فلیکس با قدم‌های بلند و پرقدرت، در حالی...

★دوست بچگی...p⁵یکسال از ندیدن نامجون می‌گذشت...اولش خیلی سخت...

#تاج_و_طوفانپارت ۲۲۴: وقتی صبر پادشاه تموم شداتاق هنوز بوی ت...

part48. . سوبین در حالی که لباساشو پوشیده بود یه حوله دور گر...

سناریو هنتای : وسوسه ی دارچینی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط