{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بیستون هیچ، دماوند اگر سد بشود 

بیستون هیچ، دماوند اگر سد بشود 

چشم تو قسمت من بوده و باید بشود 

زده ام زیر غزل؛ حال و هوایم ابریست

هیچ کس مانع این بغض نباید بشود

بی گلایل به در خانه تان آمده ام 

نکند در نظر اهل محل بد بشود؟

تف به این مرگ که پیشانی ما را خط زد 

ناگهان آمد تا اسم تــــــــــــــو ابجد بشود

ناگهان آمد و زد، آمد و کشت ،آمد و برد 

- او فقط آمده بود از دل ما رد بشود- 

تیشه برداشته ام ریشه خود را بزنم

شاید افسانه ی من نیز زبانزد بشود 

باز هم تیغ و رگ و... مرگ برم داشته است

خــــــــون من ضامن دیدار تو شاید بشود
دیدگاه ها (۱)

شاعر شده­ ام اوج در اوهام بگیرمهی رقص کنی از تنت الهام بگیرم...

شراب سینه ی تنگ غروب یعنی تو و هر چه هست در این چارچوب یعنی ...

من بودم و او بود و دگر هیچ کس امشب... غم جای تو خالی که عجب ...

قرار زیر بارانجونگ‌کوک از وقتی از خانه بیرون آمده بود، فقط ی...

پارت دوم: اتاق پدرصدای شلیک هنوز در تمام عمارت می‌پیچید.مهما...

007-پنهان در مه - پارت ۹۲

𝕾𝖎𝖑𝖊𝖓𝖈𝖊 🖤🥀 سکوت𓆩 پــارت شــشم 𓆪 🖤🥀نامجون ...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 6️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ جیمین تا مدت‌ها کن...

پارت ۹۶ | «شبی که همه‌چیز عوض شد...»غروب روز بعد...بعد از پا...

خسف | قصه بیست و چهارم: عاشورا (بخش پایانی)

007-آلما ویسکی - پارت ۴۷

سلام سلام خوشگلا، این دوستمون داره به فیکشن جذاب از جونکوک م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط