{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بيستون هيچ، دماوند اگر سد بشود

بيستون هيچ، دماوند اگر سد بشود

چشم تو قسمت من بوده و بايد بشود

زده ام زير غزل؛ حال و هوايم ابريست

هيچ کس مانع اين بغض نبايد بشود

بی گلايل به در خانه تان آمده ام

نکند در نظر اهل محل بد بشود؟

تف به اين مرگ که پيشانی ما را خط زد

ناگهان آمد تا اسم تو ابجد بشود

ناگهان آمد و زد، آمد و کشت ،آمد و برد

او فقط آمده بود از دل ما رد بشود

تیشه برداشته ام ريشه خود را بزنم

شايد افسانه ی من نيز زبانزد بشود

باز هم تيغ و رگ و... مرگ برم داشته است

خون من ضامن ديدار تو شايد بشود...
دیدگاه ها (۵)

تکیه کلامش بود:فرق نمی کرد موقع سلام یا وقت خداحافظی ،می گفت...

.چشمت به چشم ما و دلت پیش دیگری استجای گلایه نیست! که این رس...

مانند شیشه ای که خریدار سنگ بوداین دل شکستن تو برایم قشنگ بو...

طرح اندام تو انگیزه ی معماری هاستدلت آیینه ی ایــــوان طلاکا...

مرد سایه ها 26

آوا با وحشت به قامت لرزان جونگکوک نگاه کرد که بالای آن پیکر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط