{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

*می خواهم برگردم به روزهای کودکی آن زمان ها که : پدر تنها

*می خواهم برگردم به روزهای کودکی آن زمان ها که : پدر تنها قهرمان بود
* عشــق، تنـــها در آغوش مادر خلاصه میشد
*بالاترین نــقطه ی زمین، شــانه های پـدر بــود
*بدتـرین دشمنانم، خواهر و برادر های خودم بودند
*تنــها دردم، زانو های زخمـی ام بودند.
*تنـها چیزی که میشکست، اسباب بـازیهایم بـود
*و معنای خداحافـظ، تا فردا بود..
دیدگاه ها (۳)

کاش می دانستیما رامجال آن نیستکه روزهای رفته رااز سر گیریمو ...

. . . . . . . . . .

بفرمایید

.......

کجاست آن خواب و خیال هایم؟!…کجاست آن همه ذوق رسیدن به آینده؟...

پیشینهٔ خانوادگی سهراب سپهری برمی گردد به یکی از اصیل‌ترین و...

# پارت سیزدهم: پیمانِ زیرِ بارانمرد که تمامِ قدرت خود را در ...

# پارت چهاردهم: پیمانِ زیرِ بارانمرد که تمامِ قدرت خود را در...

✦ اولین گناه ✦فصل هشتم: صبحی که هیچ‌کس انتظارش را نداشت---نی...

name:𝓣𝓱𝓮 𝓢𝓹𝓵𝓮𝓷𝓭𝓸𝓻 𝓸𝓯 𝓟𝓲𝓰𝓶𝓮𝓷𝓽 𝓲𝓷 𝓽𝓱𝓮 𝓓𝓪𝓻𝓴𝓷𝓮𝓼𝓼.Season:¹part:³....

بچه هاااااااااااامن کلا نارو رو خاک کردم مرددیگه نارو وجودی ...

# فصل دوم: در میانه‌ی طوفانسکوت بعد از اعتراف سینا، سکوتی نب...

لئوناردو در ۱۴ یا ۱۵ آوریل ۱۴۵۲ م در شهر تپه‌ای وینچی در توس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط