پشت پنجره اولین برف زمستانی را نگاه میکنم

پشت پنجره اولین برف زمستانی را نگاه میکنم
خانه گرم گرم است اما بدنم از سرما میلرزد
نمیدانم از برف است یا از تنهایی
برای خود چای میریزم پتو را بدورم میپیچم شاید کمی گرم شوم
بی فایده است دستانم پاهایم چون تکه ای از یخ سرد سردند
به تو فکر میکنم آه میکشم بخود میگویم
یکی باید باشد
یکی که دستانش
آغوشش
نگاهش
احساسش
گرمابخش زندگیت باشد
یکی مثل تو
تویی که ندارمت . . .
دیدگاه ها (۷)

پشت پنجره اولین برف زمستانی را نگاه میکنمخانه گرم گرم است ام...

پشت پنجره اولین برف زمستانی را نگاه میکنمخانه گرم گرم است ام...

پشت پنجره اولین برف زمستانی را نگاه میکنم خانه گرم گرم است ا...

(Part22) 15 سال دروغ.. فصل دوم.. {دنیا...

تیغ ، روی دستم گذاشتم و کشیدم .دستم سوخت و خون تراوش کرد .با...

6:Amityville Horror Houseخانه ترسناک امیتویل در حالی جونگکوک...

داستاڹ رمانتیڪ عاشقانه ★دخترڪ★(حتما بخونید و نظر یادتوڹ نره)...

(Part27)15 سال دروغ..{از اول هم میدونستم 15 سال بهم دروغ گفت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط