مرورگر شما از پخش ویدیو پشتیبانی نمی‌کند.

پشت پنجره اولین برف زمستانی را نگاه میکنم

پشت پنجره اولین برف زمستانی را نگاه میکنم
خانه گرم گرم است اما بدنم از سرما میلرزد
نمیدانم از برف است یا از تنهایی
برای خود چای میریزم پتو را بدورم میپیچم شاید کمی گرم شوم
بی فایده است دستانم پاهایم چون تکه ای از یخ سرد سردند
به تو فکر میکنم آه میکشم بخود میگویم
یکی باید باشد
یکی که دستانش
آغوشش
نگاهش
احساسش
گرمابخش زندگیت باشد
یکی مثل تو.
تولدت مبارک مرد زمستانی th.v
دیدگاه ها (۲)

اولین نامه، عزیزترین عزیز من.ای‌کاش هیچوقت از زمین بازی جدا ...

باید فراموشت کنم؟فراموشت کنم؟ یعنی باید چیزی رو که از ته قلب...

_مگه میتونم توی‌ دریای‌ شب‌ چشمات‌ نگاه‌ کنم‌ و دروغ‌ بگم؟ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط