{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
"#باز_پاییز"

باز پاییز آمد و عطرش مرا بیمار کرد
بوی باران،برگریزان،عشق را بیدار کرد

دکترم تجویز کرده بوسه هر ساعت یکی
بابت کمبود آن در خون من اخطار کرد

شرح حالم را چو گفتم از وخامت بی درنگ
تا شروع مهر بعدی نسخه را تکرار کرد

ماجرا جدی ست،جدی باش،حالم ناخوش است
عشق تو آمد ز راه و حال من را زار کرد

این تو و این نسخه از حالا تو مسوولی و بس
دکترم بر شیوه ی درمانیم اصرار کرد

عاشق این فصلم و دیدار اول ماه مهر
خانه اش آباد پاییزی که ما را یار کرد

#یحیی_اسلامی
دیدگاه ها (۶)

یعنی -واقیعت-داره -یا رویاست؟؟P8خونه فرجر هابکی: که این طور ...

#تاج_و_طوفانپارت ۲۲۰: یه زندگی سادههنوز لبخند آرامی روی صورت...

معاملهp3جونگ‌کوک چند ثانیه به تهیونگ خیره ماند.بعد نگاهش را ...

Theft on the Wedding Contract Night PART: ONE امروز یکی از ب...

«عشق مخفی با یکی از هفت شاهزاده» پارت : ۴۸ صبح روز بعد، جونگ...

۳۴p***بکهیون در حالی که سعی می‌کرد چهره‌ی بی‌تفاوتش را حفظ ک...

باز پاییز آمد و عطرش مرا بیمار کردبوی باران،برگریزان،عشق را ...

باز پائیز آمد و عطرش مرا بیمار کردبوی باران،برگریزان،عشق را ...

اولین فصل سال بهار نیست پاییز استکه می آید و تو را چنان عاشق...

عشق هرگز مثل آن چیزی که می‌گفتند نیستبندِ قلبم پاره و دستم ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط