{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باز پاییز آمد و عطرش مرا بیمار کرد

باز پاییز آمد و عطرش مرا بیمار کرد
بوی باران،برگریزان،عشق را بیدار کرد

دکترم تجویز کرده بوسه هر ساعت یکی
بابت کمبود آن در خون من اخطار کرد

شرح حالم را چو گفتم از وخامت بی درنگ
تا شروع مهر بعدی نسخه را تکرار کرد

ماجرا جدی ست،جدی باش،حالم ناخوش است
عشق تو آمد ز راه و حال من را زار کرد

این تو و این نسخه از حالا تو مسوولی و بس
دکترم بر شیوه ی درمانیم اصرار کرد

عاشق این فصلم و دیدار اول ماه مهر
خانه اش آباد پاییزی که ما را یار کرد *****

#یحیی_اسلامی
دیدگاه ها (۱۱)

شبِدون ستاره بندون خوبااااا ☺ ✋خداافظظظظظ بچه ها، خداافظظظظظ...

♡بوی نان تازه میخواهد دلمبوسه ای بامزه میخواهد دلمگوشه سفره ...

منگر چنین به چشمم، ای چشم ِ آهوانهترسم قرار و صبرم برخیزد از...

من جیبهای خالی تو را دوست دارم که دست هردویمان در آن جا می ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط