{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خیلی ساکت و مظلوم بود.خیلی هم نظم داشت،☺ ️

خیلی ساکت و مظلوم بود.خیلی هم نظم داشت،☺ ️
هر وقت از مدرسه می­‌آمد خانه🏡 ،
اولین کاری که می­‌کرد پله­‌ها را تمیز می­‌کرد و کفش­‌ها👟 را دستمال می­‌کشید،
بعد دست­‌هایش را می­‌شست وجلوی آفتاب☀ ️ خشک می‌کرد.
بسیار کمک حال من بود طوری که وقتی مهمان می‌آمد لذت می­‌بردم از اینکه همه چیز یکدست و سفره منظم چیده شده.☺ ️
خودش غذا نمی­­‌خورد تا مهمان‌ها غذایشان تمام شود».
#نقل_از_مادر_شهید 🌸 #شهیدمحمدبلباسی🌷
#مدافع_سبزحرم
دیدگاه ها (۱)

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشت 🖤پارت ۴ | «صبحانه‌ای که تبدیل ب...

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۳ قسمت ۱۱‌فلش بک به صبح مهم...

『 #Dark Fantasy Romance 』 The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پ...

خیلی ساکت و مظلوم بود. خیلی هم نظم داشت،👌هر وقت از مدرسه می­...

خیلی ساکت و مظلوم بود. خیلی هم نظم داشت،👌هر وقت از مدرسه می­...

رمان دختر شینا ۹۱

💠 خانمی حکایت خود را برایم تعریف کرد که از کسی چنین چیزی نش...

رمان دختر سینا ۹۳

عشق اجباریپارت ۲۱ #مانلیپشت ساناز از پله پایین می رفتم که بر...

بدون خواندن لایک نکنین🍀 پیرزنی در خواب خدا رو دید و به او گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط