مداد رنگيها مشغول بودندبه جزمداد سفيد، هيچکس به اوکار نمي
مداد رنگيها مشغول بودندبه جزمداد سفيد، هيچکس به اوکار نميداد،همه ميگفتند: تو به هيچ دردي نميخوري، يک شب که مدادرنگيها توسياهي شب گم شده بودند،مدادسفيدتاصبح ماه کشيد مهتاب کشيد وانقدرستاره کشيد که کوچک وکوچکترشد صبح توي جعبه مداد رنگي جاي خالي او با هيچ رنگي پرنشد ....... به ياد هم باشيم شايد فردا ما هم نباشيم....--
- ۵۲۷
- ۲۳ خرداد ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط