هشتمین #شهید_ماه افسران؛ شهید سرلشگر خلبان عباس بابایی

هشتمین #شهید_ماه افسران؛ شهید سرلشگر خلبان عباس بابایی

کلنگ را به من بده

زنگ مدرسه که خورد عباس که در آن زمان پنجم ابتدایی بود همراه با دانش آموزان از مدرسه خارج شد و پس از احوال پرسی به راه افتادیم. هنگام گذشتن از خیابان سعدی #کارگران را دیدیم که مشغول کندن کانال بودند. در میانشان پیرمردی بود که آنگونه که باید توانایی انجام کار را نداشت و به ناچار برای گذران زندگی کارگری میکند.

عباس با دیدن پیرمرد در آن شرایط به سمتش رفت و گفت: پدرجان باید چند متر بکنی پیرمرد با ناتوانی جواب داد سه متر به گودی یک متر
عباس بی‌درنگ کتاب‌هایش را که در زیر بغل داشت به پیرمرد داد و از او خواست تا #کلنگ را به او بدهد و در گوشه‌ای استراحت کند. عباس شروع به کندن زمین کرد من هم با دیدن این صحنه سخت تحت تاثیر قرار گرفتم و بیل را برداشتم و کمک کردم. پس از یک ساعت کار همان مقدار را حفر کردیم و از پیرمرد خداحافظی کردیم و رفتیم.
از آن روز به بعد، هرروز پس از تعطیل شدن از مدرسه عباس را میدیدم که به یاری پیرمرد میرود.
این کار عباس تا پایان حفاری و لوله گذاری خیابان سعدی قزوین ادامه داشت.

منبع: برگرفته از کتاب پرواز تا بی‌نهایت





در ویسگون دنبالم کنین:
http://www.wisgoon.com/khadijeh96/
دیدگاه ها (۱)

https://agahi90.ir/adv-73584.aspx بیل و کلنگ تاشو مسافرتی چ...

خالو حسین کوهکن

عباس شبرو

🌳میدان نقش جهان اصفهان از دیدگاه مورخان ...

آرزو های بچه های کارجثه کوچکی دارد و به سختی کیسه پیاز را رو...

دانلود خلاصه رمان شاه پری نوشته زهرا امیدی https://qoqnoos.i...

راز کلیدی در شکرگزاری!

بازگشت از نیمه راه#سید_محمد_موسوی_خوئینی_ها#ماهیگیری_در_غبار...

#آرسن_میناسیان آرسـن مینـاسـیان ، افتخار مردم گـیــلان و رش...

نقشه کثیف نوعروس 25 ساله برای داماد 61 سالهرکنا: کیفرخواست پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط