دختر سایه
دختر سایه
Part=17
رفتیم به سمت کافه نشستیم کنار چان و هر کس سفارش رو برداشت
-از این به بعد دیگه همون دوست قدیمی مونه
«اینارو ولش امشب همه خونه من
همشون داد زدن
/@!&-هواااا
متعجب تگاهشون کردم
/خونه سونگمین هر دوماه یک بار میریم و خیلی حال میده چون باباش شرکت سوجو داره و اره دیگه اونا میرن کلبه تو باغشون ما هم خونه سونگ
@تو نمیای؟
+نه من خونه خودمون می مونم
-منم میام
&ای بابا چی نکنین دیگه هیون بدون تو کیف نمیده
-ما نمی دونین لینو وقتی یک چیزی رو بخواد نمیگذره ... کایا دیگه تنها جایی نمیره
+برام تصمیم گیری نکن انگار بایگانی ولی اوکی چون من به شما ها همین طوریش گوش میدم
یک جرعه از نوشیدنیم رو خوردم
+دلم میخواد بعد از اینجا برم خرید شما هم میاین
@هه
&هیون با تو میاد دیگه ماهم میریم خونه سونگ خواستین سر بزنید
فلیکس خیلی مشکوک می زنه
(زنگ آخر)
وسایلم رو برداشتم و رفتم بیرون هیون کنارم بود کیفم رو دادم بهش و راه افتادم
ویو فلیکس
تو گوش چان گفتم
@از الان شروع شد هیون بد بخت قراره بار جابجا کنه
ویو کایا
از مدرسه در اومدیم و با ماشین به مرکز خرید رفتیم لباس های اسپرت و لش زیادی می دیدم تقریبا همشون رو امتحان کردم و خریدم تمام ساک هارو دادم هیون تمام انگشت هاش پر شده بود و هر سری اسرار میکرد از کارت اون خرید کنم اما به خودم همچنین اجازه ای ندادم رفتیم و سوار ماشین شدیم یادم اومد که نوار ندارم هین به سمت خونه من روند
+همین جا وایستا...وایستا
-چی شده
کارتم رو سمتش گرفتم
+برام نوار بهداشتی میخری؟
-من؟؟اوکیی
با تر دید گفت از ماشین بیرون رفت شیشه رو پایین دادم
+گفتم با کارت من بخر
حرفم رو نشنیده گرفت
ویو هیون
رفتم داخل الان به چه رویی نوار بهداشتی رو بخرم من؟؟
رفتم جلو قفسه خب خب خب اصلا پوستش حساسه اصلا چند تا میخواد من الان چه گوهی بخورممممممم از مغازه در اومدم و رفتم سمت ماشین
+نداشت؟
-نه..داشت ببخشید میپرسم ها ولی با چه مارکی اوکیی
+(مشخصات بسته بندی یا اسم مارک)
دوباره برگشتم آخ نپرسیدن چند تا ولش دوتا برداشتم و روی میز گذاشتم مرده بهم نگاه کرد و لبخند زد
حساب کردم
:رمز
-۰۰۲۰
(بچه های عزیز اگر کارتی رو پیدا کردین که روش نوشته شده باشه هوانگ هیونجین بدونین رمزش چیه😂)
رفتم تو ماشین و حرکت کردم به سمت خونه رسیدیم تمام وسایل ها رو بردم داخل کایا نشست رو زمین و همه ساک هارو باز کرد و قربونش صدقه لباس هاش رفت خسته بودم
-میای بریم پیش بچه ها؟
+نه من میخوام اینارو مرتب کنم بعدش غذا درست کنی بعدش هم فیلم ببینیم
-اوکی ...غذا درست ککنننممم؟؟
+دست پخت خیلی خوبه یک پاستا معرکه میخوام
رفتم و لباس هام رو عوض کردم گرمه تیشرتم رو در آوردم و بدون لباس و با یک شلوار گرم کن بودم رفتم سمت آشپز خونه و شروع کردم به پخت و پز کایا هم لباس های رو مرتب میکرد بعد چند دقیقه اومد آشپز خونه و با من مواجه شد نگاهش به سیکس پکام افتاده بود
+اینا مال خودتنبهشون اشاره کرد
-نااااهههه مقاله چانههه فقط یک دور قرضش گرفتم
+مسخره
ویو کایا
دست از کارش کشی شورتش رو با من هم سانت کرد و از بازو هما گرفت و منو رو اپن گذاشت الان یکم بالا تر از اون بودم با دستش زیر گاز رو خاموش کرد به من خیره شد پاهام رو دور کمرش حلقه کردم و سرش رو گرفتم و یک بوسه زدم از روی اپن منو جداکرد ازش آویزون بودم
-خودت شروع کردی
به سمت مبل رفت و روم خیمه زد شروع کرد به بوسیدن داشت تند تر انجام میداد لب هام به مرز سوختن رسیده بودن اما همکاری میکردم هیچ وقت این حس رو نداشتم لب هام رو برداشت و به سمت گردنم رفت و زبونش رو کشید که باعث شد داخل خودم جمع بشم و بعد مک آرومی زد تا جاش نمونه زیپ خوردیم رو پایین کشید من طبق معمول کراپ داشتم روی بالای سینم مارک درد نامی گذاشت که باعث شد بعد از ناله های ریز ناله ای بلند بکنم سرش رو بین کردن و شونه ام برد و نفس داعش رو فرستاد نشست روی پا هاش نشستم و بوسیدمش دست هاشو رو روی کمرم گذاشت و به سمت خودش کشید دستام رو روی شونش گذاشتم و از لب هاش دل کندم دستی روی سیکس پک هاش کشیدم و بعد بلند شدم
-واو
Part=17
رفتیم به سمت کافه نشستیم کنار چان و هر کس سفارش رو برداشت
-از این به بعد دیگه همون دوست قدیمی مونه
«اینارو ولش امشب همه خونه من
همشون داد زدن
/@!&-هواااا
متعجب تگاهشون کردم
/خونه سونگمین هر دوماه یک بار میریم و خیلی حال میده چون باباش شرکت سوجو داره و اره دیگه اونا میرن کلبه تو باغشون ما هم خونه سونگ
@تو نمیای؟
+نه من خونه خودمون می مونم
-منم میام
&ای بابا چی نکنین دیگه هیون بدون تو کیف نمیده
-ما نمی دونین لینو وقتی یک چیزی رو بخواد نمیگذره ... کایا دیگه تنها جایی نمیره
+برام تصمیم گیری نکن انگار بایگانی ولی اوکی چون من به شما ها همین طوریش گوش میدم
یک جرعه از نوشیدنیم رو خوردم
+دلم میخواد بعد از اینجا برم خرید شما هم میاین
@هه
&هیون با تو میاد دیگه ماهم میریم خونه سونگ خواستین سر بزنید
فلیکس خیلی مشکوک می زنه
(زنگ آخر)
وسایلم رو برداشتم و رفتم بیرون هیون کنارم بود کیفم رو دادم بهش و راه افتادم
ویو فلیکس
تو گوش چان گفتم
@از الان شروع شد هیون بد بخت قراره بار جابجا کنه
ویو کایا
از مدرسه در اومدیم و با ماشین به مرکز خرید رفتیم لباس های اسپرت و لش زیادی می دیدم تقریبا همشون رو امتحان کردم و خریدم تمام ساک هارو دادم هیون تمام انگشت هاش پر شده بود و هر سری اسرار میکرد از کارت اون خرید کنم اما به خودم همچنین اجازه ای ندادم رفتیم و سوار ماشین شدیم یادم اومد که نوار ندارم هین به سمت خونه من روند
+همین جا وایستا...وایستا
-چی شده
کارتم رو سمتش گرفتم
+برام نوار بهداشتی میخری؟
-من؟؟اوکیی
با تر دید گفت از ماشین بیرون رفت شیشه رو پایین دادم
+گفتم با کارت من بخر
حرفم رو نشنیده گرفت
ویو هیون
رفتم داخل الان به چه رویی نوار بهداشتی رو بخرم من؟؟
رفتم جلو قفسه خب خب خب اصلا پوستش حساسه اصلا چند تا میخواد من الان چه گوهی بخورممممممم از مغازه در اومدم و رفتم سمت ماشین
+نداشت؟
-نه..داشت ببخشید میپرسم ها ولی با چه مارکی اوکیی
+(مشخصات بسته بندی یا اسم مارک)
دوباره برگشتم آخ نپرسیدن چند تا ولش دوتا برداشتم و روی میز گذاشتم مرده بهم نگاه کرد و لبخند زد
حساب کردم
:رمز
-۰۰۲۰
(بچه های عزیز اگر کارتی رو پیدا کردین که روش نوشته شده باشه هوانگ هیونجین بدونین رمزش چیه😂)
رفتم تو ماشین و حرکت کردم به سمت خونه رسیدیم تمام وسایل ها رو بردم داخل کایا نشست رو زمین و همه ساک هارو باز کرد و قربونش صدقه لباس هاش رفت خسته بودم
-میای بریم پیش بچه ها؟
+نه من میخوام اینارو مرتب کنم بعدش غذا درست کنی بعدش هم فیلم ببینیم
-اوکی ...غذا درست ککنننممم؟؟
+دست پخت خیلی خوبه یک پاستا معرکه میخوام
رفتم و لباس هام رو عوض کردم گرمه تیشرتم رو در آوردم و بدون لباس و با یک شلوار گرم کن بودم رفتم سمت آشپز خونه و شروع کردم به پخت و پز کایا هم لباس های رو مرتب میکرد بعد چند دقیقه اومد آشپز خونه و با من مواجه شد نگاهش به سیکس پکام افتاده بود
+اینا مال خودتنبهشون اشاره کرد
-نااااهههه مقاله چانههه فقط یک دور قرضش گرفتم
+مسخره
ویو کایا
دست از کارش کشی شورتش رو با من هم سانت کرد و از بازو هما گرفت و منو رو اپن گذاشت الان یکم بالا تر از اون بودم با دستش زیر گاز رو خاموش کرد به من خیره شد پاهام رو دور کمرش حلقه کردم و سرش رو گرفتم و یک بوسه زدم از روی اپن منو جداکرد ازش آویزون بودم
-خودت شروع کردی
به سمت مبل رفت و روم خیمه زد شروع کرد به بوسیدن داشت تند تر انجام میداد لب هام به مرز سوختن رسیده بودن اما همکاری میکردم هیچ وقت این حس رو نداشتم لب هام رو برداشت و به سمت گردنم رفت و زبونش رو کشید که باعث شد داخل خودم جمع بشم و بعد مک آرومی زد تا جاش نمونه زیپ خوردیم رو پایین کشید من طبق معمول کراپ داشتم روی بالای سینم مارک درد نامی گذاشت که باعث شد بعد از ناله های ریز ناله ای بلند بکنم سرش رو بین کردن و شونه ام برد و نفس داعش رو فرستاد نشست روی پا هاش نشستم و بوسیدمش دست هاشو رو روی کمرم گذاشت و به سمت خودش کشید دستام رو روی شونش گذاشتم و از لب هاش دل کندم دستی روی سیکس پک هاش کشیدم و بعد بلند شدم
-واو
- ۲۷.۲k
- ۰۸ آبان ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط