{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چند پارتیـ درخواستیـ

چند پارتیـ درخواستیـ
ــــــــــــــــ🧊💔ـــــــــــــــــ
وقتی باهات سر میشه و روت دست بلند میکنه و پشیمون میشه
ـــــــــــــــــ🧊💔ـــــــــــــــــ
پارتـ¹

ویو ا/ت:
امشب برای شام میخواستم غذای موردعلاقه ی کوک رو درست کنم.
به سمت آشپزخونه رفتم،وسایل مورد نیاز رو روی اپن گذاشتم.
مشغول درست کردن شدم.

دو ساعت بعد:
پختن کامل شده بود میز رو چیدم و روی کاناپه نشستم تا خستگی در کنم.
خونه در سکوتی فرو رفت؛با وارد شدن کوکی سکوت خونه شکسته شد.
رفتم به سمتش:

+ سلام

چند دقیقه نگام کرد بعد بی تفاوت از کنارم رد شد.

اول گفتم شاید برای خستگیشه.

بعد که به سمت پله ها رفت شروع کردم به حرف زدن:

+ کوکی شام موردعلاقتو درست کردم نمیای؟

ــ نه...

+ وا چرا؟

ــ نه وا داشت نه چرا

+ کوک میخوای گرسنه بخوابی؟

ــ بیرون غذا خوردم.

با حرفش تعجب کردم ولی اهمیتی ندادم.
با دل شکستم به سمت میز رفتم و وسایل رو جمع کردم.
بعد به سمت اتاقمون رفتم.
جونگکوک دم پنجره بود داشت سیگار می‌کشید اهمیتی ندادم.
رفتم لباس هامو برداشتم رفتم سمت اتاق خودم لباسمو عوض کردم و برگشتم سمت اتاق مشترک و بدون اهمیت به کوک دراز کشیدم.

ادامه دارد
ببخشید کم شددددد
دیدگاه ها (۱)

چند پارتی

☆_هزار یک شب_☆   ♡پارت:5 میا:خو ا/تی من میرم دیگه مثله اینکه...

dark love

╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕 2+ چیزی نیست.+ معلومه.رفتم کنارش نشستم و آروم پتو ر...

My_idol

لیا : پس تو اتاق مهمون بخواب کوک : میشه منم پیش تو بخوابم ( ...

𝙉𝙖𝙯𝙖𝙧𝙞𝙮𝙚‌ٔ 𝙈𝒂 | نظریه‌ی ماــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

شب تولدم فصل 3پارت 19اسماتاز لباس کوک گرفتمو کشیدمش تو اتاق ...

خــــورشــــــیــــد شـــبــــهــامــــ🌗ᴘᴀʀᴛ 47[راوی]جمعه با...

پارت چهارم | قمارجئون جونگ‌کوککارت‌ها دوباره روی میز پخش شدن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط