{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باز هم آمده ای تا دل من خام شود

باز هم آمده ای تا دل من خام شود
عشق تو در سر من باعث سرسام شود
قلمم خسته شد از بسکه ز تو شعر نوشت
اندکی دیر بیا تا قلم آرام شود
آمدی این دل سرکش به تو وابسته شود
سخت باشد که دلم بار دگر رام شود
سالها یاد تو رسوای جهانم کرده ست
نوبت عشق تو شد شهره و بدنام شود
قلب من سخت شکستی و دعا کردم تا
قلب بی رحم تو هم عاجز و ناکام شود
بین عشق من و تو کار تمام است، مگر
معجزه رخ بدهد تا که به فرجام شود
دیدگاه ها (۱۵)

شده در حنجره ات بغض گلو گیر شود؟به تلاطم برسی، حسِ تو تحقی...

لعنت به من و فکر تو و حال پریشاناین قلبِ پر از عشق تو و عقل ...

گر شوم دیوانه ات دیوانه ی من میشوی؟جان فدایت میکنم جانانه ی ...

شاعر چشمت شوم یا شاعر خندیدنتای فدای لحظه ی در ماه شاید دیدن...

‌باز هم آمده ای تا دل من خام شودعشق تو در سر من باعث سرسام ش...

باز هم آمده ای تا دل من خام شودعشق تو در سر من باعث سرسام شو...

باز هم آمده ای تا دل من خام شودعشق تو در سر من باعث سرسام شو...

باز هم آمده ای تا دل من #خام شودعشق تو در سر من باعث سرسام ش...

باز هم آمده ای تا دل من خام شودعشق تو در سر من باعث سرسام شو...

باز هم آمده ای تا دل من خام شودعشق تو در سر من باعث سرسام شو...

باز هم آمده ای تا دل من خام شودعشق تو در سر من باعث سرسام شو...

oo:...#قلمم_خستہ_شده_!!بازهم آمده اے تادلمن خام شودعشق تو در...

سالها یاد تو رسوای جهانم کرده ست نوبت عشق تو شد شهره و بدنام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط