یک بوسه بده تا دلم آرام شود

یک بوسه بده تا دلم آرام شود
این وحشی بگریخته ات رام شود

ترسم که در این فاصله ی سرد, دلم
در حسرت آغوش تو ناکام شود

یکبار اسیر دست تقدیر شدست
ترسم که دوباره باز بدنام شود

با بوسه ی تو مست به زنجیر رود
انگور بهم ریخته ی جام شود

یک دست نوازش به سر یار بکش
تا مست به آغوش تو الزام شود

دل سوخته ی عشق تو بودست ببین
با یک نگه سرد تو نیز خام شود

گره از موی کمانگیرت اگر باز کنی
زردی رنگ رخ زرد,سیه فام شود

تو مگو راز بمن,هرچه دلت خواست بگو
هرچه در دل داری بر دلم الهام شود ...
دیدگاه ها (۲)

🍃دست من نیست دلم تاب ندارد بی تودیده ام تار شده خواب ندارد ب...

جاده بی راهه

همین که | ت | هر صبح درخیال منی حال هر روز من خوب

.#دلیاخــــــــلاقم ...............    حکم ميکــــــنه.........

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

### **پارت چهارم: اعتراف زیر باران**نگاهت میان چشم‌های خیره ...

پارت ۱۶

زیبای کوچک فریبکار

فیک تهیونگ مافیایی اص*مات

جنگل نفرین شده پارت ۱۸

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط