تاحالا شده اونقدر بغض داشته باشی که واسه قورت دادنش مجبور

تاحالا شده اونقدر بغض داشته باشی که واسه قورت دادنش مجبور شی تند و تند آب بخوری؟؟
شده دلت اونقدر پر باشه که بی جهت ، الکی با دیگران بحث و دعواکنی؟
شده منتظر یه داد از طرف یکی از اعضای خانوادت باشی تا بتونی با خیال راحت بغضتو بشکنی؟؟
شده زیر پتو از عرق خیس شده باشی اما حاضر نباشی بیای بیرون تا خیسی
چشمات و ببینن؟؟
تاحالا شده تو سکوت مطلق نصفه شب برای اینکه صدای هق هقت شنیده نشه بادست جلو دهنت و بگیری؟؟
شده از شدت گریه اولین چیزی که صبح تو آینه میبینی چشمای پف کردت باشه؟؟
شده تو جواب سوالى که ازت میپرسن:چی شده؟امروز چقدر گرفته ای!!! بگی خوبم اما بغض سنگین صدات به طرف بگه باورنکن؟؟
شده هر آن چشمات و به هم فشار بدی که اشکت نیاد..نفهمن عمق غصه تو ولی بعدش لو بری که حالت عجیب خرابه؟؟
شده پاشی بری جلو آینه از خودت بپرسی:دردت چیه؟؟چرا داری خودت و اذیت میکنی؟؟
شده خودتم واسه سوالات فقط یه علامت سوال جواب بدی؟؟؟
تاحالا شده................................؟؟؟؟
اگه شده میتونی درک کنی حال اونی رو که همه این چیزارو تجربه کرده؟؟
دیدگاه ها (۷)

#چندپارتیوقتی پسش میزنی کم کم بارون گرفت و باعث شد سرتو بگیر...

پارت ۴۵

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁴⁸ویو: ات۱۰ دقیقه بعد...دوشم رو گر...

دختر ماه و پسر خورشید ادامه پارت سوم

برده عمارت جئون

چند پارتی( وقتی خانواده هات ازت بدشون میومد )........‌.........

پارت ۲دیگه مشخص نبود گریه کردم پس از دست شویی رفتم بیرون و د...

((جوانه عشق درقلبی سنگی))part:17(ویو تهیونگ)از خونه که اومدی...

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)chapter:2P.17اون تنها شد تنها...

تصادف نزریک محل کارم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط