در فراسوی مرزهای تنم

در فراسوی مرزهای تنم
تو را دوست می دارم.
در آن دور دست بعید
که رسالت اندام‌ ها پایان می ‌پذیرد
و شعله و شور تپش ‌ها و خواهش‌ ها
به تمامی
فرو می ‌نشیند...
دیدگاه ها (۴)

🫀🫂... شاملو نیستمتا آن چنان ڪه او مے توانستدوست داشتنم را ڪه...

من فقط از آنِ توامبی‌هیاهو و بی‌واژه‌های اضافه،بی‌قسم‌های پو...

.گمان میکنم ‌تُـــــو...!باید یکی از شاهرگ هایم باشیکه دوست ...

آن دوست که من دارم وان یار که من دانمشیرین دهنی دارد دور از ...

سناریو جونگکوک

عاشقانه های شبنم با مادر

می‌دانم فاصله گاهی امتحان بزرگی‌ست، اما یاد تو، گرمای حضور ت...

۱۲ تقاوت عشق پدر و مادر:مادر می‌گوید «دوستت دارم»، پدر آن را...

و مولانا لبخند زد و آهی از دلِ آگاه کشید:«چه زیبا گفتی، شمس ...

در دل سکوت سنگین زمستان، آنجا که دامنه‌ی کوه‌ها در بستری از ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط