عصر يك جمعه ي دلگير...
عصر يك جمعه ي دلگير...
دلم گفت: بگويم بنويسم...
چرا آب به گلدان نرسيده است؟
چرا عشق به انسان نرسيده است؟
بگو حافظ دل خسته ز شيراز بيايد!
بنويسد ...
كه هنوزم كه هنوز است...
چرا يوسف گمگشته به كنعان نرسيده است؟
عصر اين جمعه ي دلگير...
وجود تو كنار دل هر بي دل آشفته شود حس
كجايي گل نرگس؟؟
كجايي؟؟
دلم گفت: بگويم بنويسم...
چرا آب به گلدان نرسيده است؟
چرا عشق به انسان نرسيده است؟
بگو حافظ دل خسته ز شيراز بيايد!
بنويسد ...
كه هنوزم كه هنوز است...
چرا يوسف گمگشته به كنعان نرسيده است؟
عصر اين جمعه ي دلگير...
وجود تو كنار دل هر بي دل آشفته شود حس
كجايي گل نرگس؟؟
كجايي؟؟
- ۱.۴k
- ۱۵ فروردین ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط