{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

💌 #یه_صفحه_کتاب

💌 #یه_صفحه_کتاب
#روز_سوگ

حســین(ع)
صاحب عزای مدینه است و
خود از همگان شکسته‌تر

تــو را در
⛅ آغوش خاک نهاده و
چونـان کوهـی فروریختــه،
زانــوی ماتــم
در بغــل گرفته است

بـه خاک‌هـای معطری کـه
تـو را پوشـانده‌اند، چشم می‌دوزد
و زیـر لب
بـا تـو عهـد می‌کند که
🍁 هـر پنج‌شـنبه بـه زیارتت بیایـد


اشک بر محاسنش جاری شده،
🍃 با آن قامـت شکسته
سر به سوی آسمان
بلند می‌کند و
صدای رسول خدا(ص)
در گوشش طنین‌انداز می‌شود:

چون فرزندم حسن(ع) را
به زهـر شهید کنند،
فرشتگان
بـر او گریه کننـد
و همه چیـز بـر او بگریـد؛
حتی مرغـان هــوا و ماهیان دریــا 💔🌿



📗 نبـرد در سکوت. تولیدات فرهنگی حرم
دیدگاه ها (۰)

خسف | قصه بیست و ششم: صحیفه سجادیه (بخش پایانی)

خسف | قصه سی و دوم: امام جواد (ع) (بخش پایانی)

خسف | قصه سی و یکم: امام رضا (ع) (بخش سوم)

با خارها راهش را میبندم: شباهت ضلالت کوماری و بهائیت

خسف | قصه بیست و سوم: حضرت زینب (س) بخش دوم (قسمت پایانی)

خسف | قصه سی و یکم: مأمون (بخش دوم)

با نامِ خدایی که زیبایی را در پوشش و شکوه را در وقار نهاده ا...

رسول الله صلی الله علیه و آله :چون فرزندم حسن را به زهر شهید...

شنیدم "سَجیَّتُکُمُ الْکَرَم" امام حسن...شما رو رها کنم، کجا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط