بـــودنت حس عجیبی است که دیدن دارد
بـــودنت حس عجیبی است که دیدن دارد
ناز چشــمان قشنگ تو ... کشیدن دارد
آتش از هــرم تنت سخت به خـود می پیچد
" دل من شــوق در آغــوش پریدن دارد "
لب تـــو کهنه شــرابی است و من می دانم
بوسه از طعـــم دهان تو ... چشیدن دارد
چشــم تو ریخته بر هم من ِ معـــمولی را
یک نگاه تـــو به من ... جامه دریدن دارد
ســـر و سامان بدهی یا سر و سامــان ببری
قلب من ســـوی شما میل تپــیدن دارد
وصل تو خواب و خیال است ... ولی باور کن
بـــودنت ... حس عجیبی است که دیدن دارد ..
ناز چشــمان قشنگ تو ... کشیدن دارد
آتش از هــرم تنت سخت به خـود می پیچد
" دل من شــوق در آغــوش پریدن دارد "
لب تـــو کهنه شــرابی است و من می دانم
بوسه از طعـــم دهان تو ... چشیدن دارد
چشــم تو ریخته بر هم من ِ معـــمولی را
یک نگاه تـــو به من ... جامه دریدن دارد
ســـر و سامان بدهی یا سر و سامــان ببری
قلب من ســـوی شما میل تپــیدن دارد
وصل تو خواب و خیال است ... ولی باور کن
بـــودنت ... حس عجیبی است که دیدن دارد ..
- ۸۲۴
- ۰۷ تیر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط