{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بودنت حس عجیبی ست که دیدن دارد

بودنت حس عجیبی ست که دیدن دارد
ناز چشمــــــان قشنگ تو کشیدن دارد

آتش از هرم تنت سخت به خود می پیچد
"دل من شوق در آغــــوش پریدن دارد"

لب تو کهنه شرابی ست و من می دانم
بوسه از طعم دهــان تــو چشیدن دارد

چشم تو ریخته بر هم منِ معمولی را
یک نـگاه تــــو به من جامه دریـدن دارد

سر و سامان بدهی یا سر و سامان ببری
قلــب من ســــوی شما میل تپیدن دارد

وصل تو خواب و خیال است ولی باور کن
بودنت حس عجیبی ست که دیدن دارد
دیدگاه ها (۳)

گاهے نیاز دارے بہ یہ آغوش بے منتکہ تو رو فقط و فقط واسہ خودت...

بانوی غزل های پریشان منی توهم نرگس و هم لاله و ریحان منی ت...

با تو دنیایِ من از هر غصه خالی می شودروزهایِ زندگی بسیار عال...

گوشه گیرو ساده بودم شهرتم این گونه بودکم صمیمی میشدم چون رغب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط