{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بودنت حس عجیبی ست که دیدن دارد

بودنت حس عجیبی ست که دیدن دارد
ناز چشمــــــان قشنگ تو کشیدن دارد


آتش از هرم تنت سخت به خود می پیچد
"دل من شوق در آغــــوش پریدن دارد"


لب تو کهنه شرابی ست و من می دانم
بوسه از طعم دهــان تــو چشیدن دارد


چشم تو ریخته بر هم منِ معمولی را 
یک نـگاه تــــو به من جامه دریـدن دارد


سر و سامان بدهی یا سر و سامان ببری
قلــب من ســــوی شما میل تپیدن دارد


وصل تو خواب و خیال است ولی باور کن
بودنت حس عجیبی ست که دیدن دارد.
دیدگاه ها (۱)

ﻣﯽ ﺳُﺮﺍﯾﻢ " ﺗﻮ " ﻭﭼﺸﻤﺎﻥ " ﺗﻮ " ﺭﺍ ...ﻧﻪ ﺳﭙﯿﺪﯼ ...ﻧﻪ ﻏﺰﻝ .......

من اگر روی تو حسّاسم وُ غیرت دارمپشتِ این عاشقی‌ام منطق وُ ح...

با اجازه غزلی تازه فدایت کردمبر سر سجده نه در شعر دعایت کردم...

با دوچشــمان قشنگتعشقبـازی میکنــم با نت چشـمــان مستتنغمــه...

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط