بـهـانہ مـیگیـرم بــرای

بـهـانہ مـیگیـرم بــرای
"بوییدنت"بوسیدنت"بہ آغوش ڪشیدنت"
اما اگر او تورا در جلوی چشمانم
"بویید"بوسید"بہ آغوش ڪشید"
و تو لبخند زدی برایم ڪافیست:)
نوشته ایی از #_parto_79 لطـفا بـرای ڪݐی اجــازه بگیرید با تشڪــر
#تکست_خاص #پست_جدید #عاشقانه #خاصترین #تکست_ناب
دیدگاه ها (۱)

Custom bride part : 9

#elham31لبخند که میزنیپر میشوم از بهانه های خواستنتپر میشوم ...

در جنگ جهانی دوم سربازی نامه‌ای با این متن برای فرمانده‌اش ن...

📸در جنگ جهانی دوم سربازی نامه‌ای با این متن برای فرمانده‌اش ...

در جنگ جهانی دوم سربازی نامه‌ای با این متنبرای فرمانده‌اش نو...

عجیب هوای رفتن و تنهایی و در به دری کرده ام...واژه ها ب دهان...

📝ساعت دوازده شب است. او مولانا می خواند و من رمان ورق می زنم...

عجیب هوای رفتن و تنهایی و در به دری کرده ام...واژه ها ب دهان...

هنگامی که مینوشتم ؛قلمِ در دستانم ، ناگهان ثابت شد ، تکان نم...

##فنجانی_چای_باخداقسمت چهل ششمچشمانم را بستم.. یک یکِ تصاویر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط