{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای مترسک کلاه از سر بردار ، ما کلاغان دیگر عقاب شدیم . ما

ای مترسک کلاه از سر بردار ، ما کلاغان دیگر عقاب شدیم . ما از آسودن و نیاسودن ، سنگ زیرین آسیاب شدیم . از بسکه زیربار غم و غصه رنج کشیدیم ، دیگه با دردهم بی حساب شدیم
دیدگاه ها (۴)

ﻫﻤﯿﺸﻪ ... ﻫﻤﯿﺸﻪ ... ﻫﻤﯿﺸﻪ .ﻣﺎ ﺍﻧﻘﺪﺭ ﺧﺮﺩ ﻋﺎﺷﻘﯽ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﯾﻢ، ﻭ .....

من هرگز بلد نبودم معشوقه ی خوبی باشم ، چون معشوقه های خوب مد...

ﺩﯾـﺪﻩ ﺍﯼ ﺷــﯿﺸــﻪ ﻫـﺎﯼ ﺍﺗـﻮﻣﺒــﯿﻞ ﺭﺍ ﻭﻗـﺘـﯽ ﺿﺮﺑــﻪ ﺍﯼ ﻣــﯽ ﺧ...

اشتراک من و دریا دلشوره هایی ست که درونمان موج میزند اما هیچ...

P : 17

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 146♡⁠。⁠)⁩لباس م...

〜∘ 𝑮𝒐𝒍𝒅𝒆𝒏 𝑪𝒂𝒈𝒆 ∘〜قـفـس طـلایـیpart_8ویو میراغذاهای خیابونی ه...

یک سگ زیادی ولگرد

ای مترسک کلاه از سر بردار ، ما کلاغان دیگر عقاب شدیم . ما از...

ای مترسک کلاه از سر بردار ، ما کلاغان دیگر عقاب شدیم . ما از...

ای مترسک کلاه از سر بردار ، ما کلاغان دیگر عقاب شدیم . ما از...

ای مترسک کلاه از سر بردار ، ما کلاغان دیگر عقاب شدیم . ما از...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط