{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نگاهش کهکشان را تاب می داد

نگاهش کهکشان را تاب می داد
شب تاریک را مهتاب می داد
اگر یک دست در تن داشت عباس!
تمام کربلا را آب می داد
دیدگاه ها (۲)

.

لحظه‌ای که قطره باران به آب پر از پلانکتون‌های شب‌تاب برخورد...

✍✍✍تار شد هفت‌آسمان‌ِمن بیا مهتاب کن عکسِ احساس‌ِمرا بر خانه...

خسف | قصه بیست و یکم: حضرت عباس (ع) (بخش اول)

سلام حسین جانکربلا نرفتن سخت است…کربلا رفتن سخت تر!تا نرفته ...

کاش ماه ،همیشه پشت ابر بماندنمی خواهم بدانم ،شب مهتاب ،بی من...

دردل تاریک شب غم بیداد می کند..‌‌⭐⭐⭐💙

ایمان داشته باش به فردایی کهبعد از یک شب تاریک می‌آید ...#نف...

خسف | قصه بیست و یکم: حضرت عباس (ع) (بخش پایانی)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط