- شیشه ماشینو داد پایین!

- شیشه ماشینو داد پایین!
گفت ببین هوا رو..ببین چه بارونی میاد
اینا بخاطر حضور توعه ها !
دلبر میبینی قطره ها رو،
مثل خنده های تو
که گوشه لبت جا خوش میکنن
نشستن رو شیشه بخار گرفته !
خوب نگاه کن حس میکنی
چقد حالم خوبه ؟ دستشو گرفتم..
خندید ! گفت هنوزم بارون که میاد
ساکت میشی زبونت بند میاد !
با تمام وجود هوای بارونیو
تو ریه‌هام دادمو گفتم
من از این همه خوشبختی که کنار تو دارم
زبونم بند اومده وگرنه این قطره ها
و صدای بارون بهونس !
صورتشو سمتم آورد و گفت میشه
هروقت بارون اومد همین حرفو بزنی بهم؟
دستشو محکمتر گرفتمو
سکوت کردم.. )

²⁷فروردین ماه ¹⁴⁰¹

#KAF_M.i.M
#no_Kopi🚫
#M.I
دیدگاه ها (۰)

ℳ𝒴 𝒹𝒶𝓇𝓀 ℎℯ𝒶𝓇𝓉 ... (:🖤Part : eleven توی مدتی که سوار ماشین بو...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 38جونگکوک از نزدیکی ...

چند پارتی

### پارت اول: انعکاس توی شیشه بارونیساعت از دو نصفه‌شب گذشته...

چند پارتی

چند پارتی (درخواستی)

قاب احساس. پارت ۱

part : 49chapter : 2روی صندلی نشستم+ هی کورال^^ عه چند بار ب...

THE FIRST KISSPART: 6ات: دستم وحشی (گریه) تهیونگ: چته مگه نگ...

پارت ۱#تو راز شب های منیسئول، ساعت شش و نیم صبح.بارون از دیش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط