{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#داستان_شب...

#داستان_شب...



🌺 ماهی گیر و تابه

دو مرد در کنار دریاچه ای مشغول ماهیگیری بودند . یکی از آنها ماهیگیر با تجربه و ماهری بود اما دیگری
ماهیگیری نمی دانست .هر بار که مرد با تجربه یک ماهی بزرگ می گرفت ، آن را در ظرف یخی که در کنار
دستش بود می انداخت تا ماهی ها تازه بمانند ، اما دیگری به محض گرفتن یک ماهی بزرگ آنرا به دریا
پرتاب می کرد .ماهیگیر با تجربه از اینکه می دید آن مرد چگونه ماهی را از دست می دهد بسیار متعجب
بود . لذا پس از مدتی از او پرسید : - چرا ماهی های به این بزرگی را به دریا پرت می کنی ؟ مرد
جواب داد : آخر تابه من کوچک است! گاهی ما نیز همانند همان مرد ، شانس های بزرگ ، شغل های
بزرگ ، رویاهای بزرگ و فرصت های بزرگی را که خداوند به ما ارزانی می دارد را قبول نمی کنیم! چرا؟!


شب خوش...
دیدگاه ها (۱۱)

🎣 گاهی مشکل، کوچک بودن تابه نیست؛ کوچک بودن فکر ماست!دو مرد ...

زندگی همیشه در اتفاق‌های بزرگ خلاصه نمی‌شود؛ گاهی تمام زیبای...

RESPECT OR DIE : پارت دوم ...

ورق بزنید:ماهی ماندارین Mandarinfish یا ماهی اژدهای ماندارین...

گردباد دریایی Waterspout ستونی چرخان از هوا است که بر فراز ح...

𝑻𝒉𝒆 𝑯𝒆𝒊𝒓 𝒐𝒇 𝑻𝒘𝒐 𝑭𝒂𝒎𝒊𝒍𝒊𝒆𝒔𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟏𝟔الین به اتاق نقاشی رفت.یک بوم...

𓆩𐙚..چندپارتی درخواستی..𐙚𓆪ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

#داستان_شب✍حکایت آب و کوزه مردی در خانه‌اش دو کوزه بزرگ برای...

دختری در خواب(هلندی: Slapend meisje )، که با نام‌های زنی خوا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط