{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

RESPECT OR DIE : پارت دوم

RESPECT OR DIE : پارت دوم

00:47 AM
ماشین مشکی جلوی ساختمان بزرگی توقف کرد...
نیلا از ماشین پیاده شد...

دو مرد کت‌وشلواری جلوی ورودی ایستاده بودند...

یکی از آن‌ها نگاهش کرد...
(( اسم؟ ))
— نیلا

مرد دوم ابرویش را بالا انداخت...
((فقط نیلا؟))

نیلا سرد جواب داد:
— فکر کنم همین اسم برای کسی که منتظرم هست، کافیه...

مرد چند ثانیه نگاهش کرد...
بعد کنار رفت...
درهای بزرگ باز شدند.‌‌..
نیلا وارد شد...

فضای داخل کاملاً با بیرون فرق داشت...
نورهای کم‌رنگ.‌..
لوسترهای بزرگ...
موسیقی آرام و مردانی که با نگاه‌های سنگین او را دنبال می‌کردند...

اما نیلا سعی کرد آرام بماند...
تا اینکه صدایی از پشت سرش آمد...
(( بالاخره اومدی))

نیلا برگشت...
مردی روبه‌رویش ایستاده بود...
کت مشکی...
نگاه سرد...
و لبخندی که هیچ شباهتی به لبخند دوستانه نداشت...

نیلا گفت:
— برادرم کجاست؟

مرد خندید...
((مستقیم رفتی سر اصل مطلب؟))

— برای مهمونی نیومدم
((می‌دونم))

مرد به سمت پله‌ها اشاره کرد...
(( طبقه بالا))

نیلا بدون اینکه چیزی بگوید از پله‌ها بالا رفت...
اما وقتی به طبقه دوم رسید ناگهان متوقف شد...

صدای چند مرد از انتهای راهرو می‌آمد...
((رئیس رسید))

مرد دیگری آرام گفت
:((همه آماده‌ان))

نیلا ابروهایش را درهم کشید...
— رئیس؟

ادامه دارد...
دیدگاه ها (۱)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط