{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلا امشب هوای شب نشینی با قلم دارم

دلا امشب هوای شب نشینی با قلم دارم
هوای جرعه ای از شعرهای تازه دم دارم

من امشب از ردیف و وزن و از مصراع بیزارم
میان دفتر شعرم، فقط یک عـشق کم دارم

سکوت خفته ی شب را به آه سینه بشکستم
که اندر سینه ی مجروح ، دردی صد رقم دارم

ندانستم که دل بندم بچشمان تو محکومم
به خود تا آمدیم دیدم قلبی متهم دارم

محال است در جدال عشق محکوم و فنا گردم
من اندر کار و زار عشق هم ، خیل وحشم دارم

امانم ده شبی دیگر ، ای آقای عزرائیل
که در سر آرزوی وصل یاری محترم دارم

گره خوردست جان من به شهد خنده لیلا
من امشب حال روحانی به سان محتشم دارم
دیدگاه ها (۱)

ﺑﻪ ﻣﺎ ﺩﺭﻭﻍ ﻣﯽ ﮔﻔﺘﻨــــﺪ:ﺩﺭﺩﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﺰﺭﮒ ﮐﻪ ﺷﻮﯾﺪ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﺪ...

خیـــلی کم گذاشتی...خیـــلی نبودی...مــــــــــــن امـــــــ...

تاب تاب عباسییادش بخیراون بازیهربارقسم می دادمخدامنو نندازی....

خدایا ...هیچ میدانی که همیشه به موقع به داد دلم ...تو میرسی؟...

دلا امشب هوای شب نشینی با قلم دارم هوای جرعه ای از شعرهای تا...

دلا امشب هوای شب نشینی با قلم دارم هوای جرعه ای از شعرهای تا...

دلا امشب هوای شب نشینی با قلم دارم هوای جرعه ای از شعرهای تا...

دلا امشب هوای شب نشینی با قلم دارم هوای جرعه ای از شعرهای تا...

دلا امشب هوای شب نشینی با قلم دارم هوای جرعه ای از شعرهای تا...

دلا امشب هواي شب نشيني با قلم دارم هواي جرعه اي از شعرهاي تا...

دلا امشب هوای شب نشینی با قلم دارم هوای جرعه ای از شعرهای تا...

دلا امشب هوای شب نشینی با قلم دارمهوای جرعه ای از شعرهای تاز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط