اسیر_بوسه_ای_هستم_که_از_رویت_طلب_دارم

اسیر_بوسه_ای_هستم_که_از_رویت_طلب_دارم
تمــام بـوســه هــایم را نبـوسیـده به لب دارم

طبیبی ناخوش احـوالم _ حبیبم گشته بیمـارم
به شوق عافیت عمری در این وادی مطب دارم

دلـــم می ســوزد از سـوزِ _ کیــارِ زمهــریر دل
گمــانم خـود نمی دانی که از عشق تو تب دارم

بــر آمــاج لبــان تــو دمــادم مـی زنــم بــوسـه
زصدهــا خــال مهرویـان _ نشانی منتخب دارم

نمـی دانـم خـدایی یا کـه حـورالعین من هستی
زمینی بودنت را هــم در این عالـــم عجب دارم

تــو از جنـس معمــائی _ دمــادم در تـو حیرانـم
دلــی سرگـشته وتنهــا کــه از عشقت سبب دارم

مرتضی_شاکری
دیدگاه ها (۳)

طبیبی ناخوش احوالم ،حبیبم گشته بیمارمبه شوق عافیت عمری دراین...

اسیربوسه ای هستم که ازرویت طلب دارم تمام بوسه هایم را نبوسید...

اسیربوسه ای هستم که ازرویت طلب دارم تمام بوسه هایم را نبوسید...

اسیربوسه ای هستم که ازرویت طلب دارم تمام بوسه هایم را نبوسید...

اسیربوسه ای هستم که ازرویت طلب دارم تمام بوسه هایم را نبوسید...

اسیربوسه ای هستم که ازرویت طلب دارم تمام بوسه هایم را نبوسید...

اسیربوسه ای هستم که ازرویت طلب دارم تمام بوسه هایم را نبوسید...

اسیربوسه ای هستم که ازرویت طلب دارم تمام بوسه هایم را نبوسید...

اسیربوسه ای هستم که ازرویت طلب دارم تمام بوسه هایم را نبوسید...

اسیربوسه ای هستم که ازرویت طلب دارم تمام بوسه هایم را نبوسید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط