{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

طبیبی ناخوش احوالم ،حبیبم گشته بیمارم

طبیبی ناخوش احوالم ،حبیبم گشته بیمارم
به شوق عافیت عمری دراین وادی مطب دارم
دلم می سوزد از سوز کیار زمهریر عشق
گمانم خود نمی دانی که از عشق تو تب دارم
بر آماج لبان تو دمادم می زنم بوسه
زصدها خال مهرویان ، نشانی منتخب دارم
نمی دانم خدایی یا که حورالعین من هستی
زمینی بودنت را من در این عالم عجب دارم
تو از جنس معمائی ، دمادم در تو حیرانم
دلی سرگشته وتنها که از عشقت سبب دارم
دیدگاه ها (۱۱)

نشستم دور هر چیزی به جزتوخط کشیدم تابفهمی عاشقت هستم بدون ذر...

راست میگفتی که با قلبم ریا کردم عزیزعاشقت بودم، نگفتم ،چون ...

هوای سینه ام تنگ است، برگرد،نفس بی رنگِ بی رنگ است، برگرد......

پر از گلایه و دردم، پر از پریشانی پر از نوشتن شعری که تو نمی...

اسیربوسه ای هستم که ازرویت طلب دارم تمام بوسه هایم را نبوسید...

اسیربوسه ای هستم که ازرویت طلب دارم تمام بوسه هایم را نبوسید...

اسیربوسه ای هستم که ازرویت طلب دارم تمام بوسه هایم را نبوسید...

اسیربوسه ای هستم که ازرویت طلب دارم تمام بوسه هایم را نبوسید...

اسیربوسه ای هستم که ازرویت طلب دارم تمام بوسه هایم را نبوسید...

اسیربوسه ای هستم که ازرویت طلب دارم تمام بوسه هایم را نبوسید...

اسیربوسه ای هستم که ازرویت طلب دارم تمام بوسه هایم را نبوسید...

اسیربوسه ای هستم که ازرویت طلب دارم تمام بوسه هایم را نبوسید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط