اسیربوسه ای هستم که ازرویت طلب دارم

اسیربوسه ای هستم که ازرویت طلب دارم
تمام بوسه هایم را نبوسیده به لب دارم

طبیبی ناخوش احوالم ،حبیبم گشته بیمارم
به شوق عافیت عمری دراین وادی مطب دارم

دلم می سوزد از سوز کیار زمهریر عشق
گمانم خود نمی دانی که از عشق تو تب دارم

بر آماج لبان تو دمادم می زنم بوسه
زصدها خال مهرویان ، نشانی منتخب دارم

نمی دانم خدایی یا که حورالعین من هستی
زمینی بودنت را من در این عالم عجب دارم

تو از جنس معمائی ، دمادم در تو حیرانم
دلی سرگشته وتنها که از عشقت سبب دارم.....
دیدگاه ها (۱)

حالا که شدم عاشق چشم تو اساسیباید چه کنم کز من و عشقم نهراسی...

سپردم دست چشمانت شروعِ عشقبازی رابخوان با من که محتاجم سرود ...

این نوشته رو خیلی دوست دارممیان آرزوی تو و معجزه خداوند، دیو...

ﺧﯿــــــــﺮﻩ ﺑﻪ ﻣــــــــﺮﺩﻡ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺍﻡ ....ﺗﻨـہـــﺎﯼ ﺗﻨـہـــﺎ...

💖💝اسیر بوسہ اے هستمڪه از رویت طلب دارمتمام بوسہ هایم رانبوسی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط