{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حس و حال همه ی ثانیه ها ریخت بهم

حس و حال همه ی ثانیه ها ریخت بهم
شوق یک رابطه با حاشیه ها ریخت به هم

گفته بودم به کسی عشق نخواهم ورزید
آمدی و همه ی فرضیه ها ریخت به هم

روح غمگین تو در کالبدم جا خوش کرد
سرفه کردی و نظام ریه ها ریخت به هم

در کنار تو قدم می زدم و دور و برم
چشم ها خون شده و قرنیه ها ریخت به هم

روضه خوان خواست که از غصه ی ما یاد کند
سینه ها پاره شد و مرثیه ها ریخت به هم

پای عشق تو برادر کشی افتاد به راه
شهر از وحشت نرخ دیه ها ریخت به هم

بغض کردیم و حسودان جهان شاد شدند
دلمان تنگ شد و قافیه ها ریخت به هم

من که هرگز به تو نارو نزدم حضرت عشق
پس چرا زندگی ساده ی ما ریخت به هم؟
دیدگاه ها (۳)

استاد فریدون مشیریتو نیستی كه ببینی چگونه پیچیده استطنینِ شع...

آدمهایی هستند که شاید کم بگویند ”دوستت دارم"یا شاید اصلا به ...

خدایا وحشت تنهایی ام کشتکسی با قصه یِ من آشنا نیستدر این عال...

یک شب دلی به مسلخ خونم کشید و رفتدیوانه ای به دام جنونم کشید...

حسّ و حال همه ی ثانیـه ها ریخت به همشوق یک رابطه با حاشیه ها...

حسّ و حال همه ی ثانیـه ها ریخت به همشوق یک رابطه با حاشیه ها...

.حسّ و حال همه ی ثانیـه ها ریخت به همشوق یک رابطه با حاشیه ...

حسّ و حال همه ی ثانیـه ها ریخت به همشوق یک رابطه با حاشیه ها...

حسّ و حال همه ی ثانیـه ها ریخت به همشوق یک رابطه با حاشیه ها...

حس و حال همه ثانیه ها ریخت به همشوق یک رابطه با حاشیه ها ریخ...

حسّ و حال همه ی ثانیـه ها ریخت به همشوق یک رابطه با حاشیه ها...

حسّ و حال همه ی ثانیـه ها ریخت به همشوق یک رابطه با حاشیه ها...

حسّ و حال همه ی ثانیـه ها ریخت به همشوق یک رابطه با حاشیه ها...

حسّ و حال همه‌ی ثانیه‌ها ریخت به‌همشوق یک رابطه با حاشیه‌ها ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط