{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حسّ و حال همه ی ثانیـه ها ریخت به هم

حسّ و حال همه ی ثانیـه ها ریخت به هم
شوق یک رابطه با حاشیه ها ریخت به هم

گفته بودم به کسی #عشق نخواهم ورزید
آمدیّ و همـه ی فرضیه ها ریخت به هم!

روح غمگینِ تـــو در کالبدم جا خوش کرد
سرفه کردی و نظام ریه ها ریخت به هم

در کنـار تـو  قدم می زدم و دور و بـرم
چشم ها پُرخون شد، قرنیه ها ریخت به هم

روضه خوان خواست که از غصه ی ما یاد کند
سینه ها پـاره شد و مرثیه ها ریخت بــه هم

پای عشق تـو برادر کُشــی افتاد به راه
شهر از وحشت نرخ دیه ها ریخت به هم

بُغض کردیم و حسودان جهان شاد شدند
دلمان تنگ شد وُ قافیــه ها ریخت به هم..

من که هرگز به تو نارو نزدم حضرتِ عشق!
پس چرا زندگیِ ساده ی ما ریخت به هم...

#امید_صباغ_نو
دیدگاه ها (۳۳)

#زن_در_شاهنامهآیا #فردوسی زن ستیزاست؟!!!!!! در شاهنامه ی ف...

#سپندارمذگان#امشاسپند#زرتشتروز پنجم هر ماه و ماه دوازدهم هر ...

#جشن_سده#شاهنامهدر پسین (عصر) این روز (دهم بهمن) پس از خورنش...

#جشن_سده#شاهنامهچهل‌ روز پس از جشن شب چله، آبان روز از بهمن ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط