{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بویـ خاک میاد اینجا چقد مرطوبه چقد خنکه ولی یکم هوا گرفتس

بویـ خاک میاد اینجا چقد مرطوبه چقد خنکه ولی یکم هوا گرفتس هوووووم نفسم داره بند میاد چقد اینجا تاریکه چقد سرده وااااایییییی نع لباسام خاکی شده واااای خدیا چقد اینجا جاش تنگه وای دهنم خشک شده همین چند دقیقه پیش بستنی خوردم ولی انگار چندین ساله چیزی نخوردم وای خدای من موهام چرا انقد پیچیده بهم تازه شونشون کردم چرا دارم خیس میشم اون بالا چ خبره چرا صدای جیغ و داد میاد خدایا میشه ببینم اون بالا چ خبره؟تا اینو گفتم ب سرعت 1 ثانیه از اون جای تنگ اومدم بالا واییی چقد نور کوووور شدم عه اینجا کجاس قبرستون اخ دلم برا مامان بزرگ تنگ شده بود اوم وایسا اینجا چقد عوض شده قبرش کجا بود؟این ور ک نیس شاید اون پشت باشه برگشتم پشتم و ببینم. عه این خانومه چقد شبیه مامانمه وااییی یک ساعت پیش دیدمش ولی چقد دلم تنگ شده براش ..عه اره این خود مامانمه اینم بابامه اوا این که دوست صمیمیمه وای از تابستون دیگه ندیده بودشم عه اینم که عشقمه وایییی چقد دلم براش تنگ شده بوددد حالا کی مرده؟سر قبر کی وایسادن چرا همه مشکی پوشیدنو زار زار گریه میکنن یکم رفتم جلو دستمو گذاشتم رو شونه عشقم...حسش نمیکردم صداش کردم نشنید یا شایدم جواب نداد دوستمو صدا کردم اونم نشنید رفتم جلو تر خواستم خودم ببینم چ خبره ی دفه ای چشم افتاد ب سنگ قبر که روش نوشته بود نوجوان ناکام رزتا محسنی نژاد فرزند کیهان تاریخ تولد 79/2/3 تاریخ فوت 94/4/12 سر جام خشکم زد این که تاریخه دیروزه من که زندم چیشده گریم گرفته بود پام سست شد یجا نشستم بلند بلند جیغ میکشیدم بلند شدم رفتم جلو بابا :بابا منم چرا انقد شکسته شدی من اینجام.رفتم جلو مامانم:مامان خوشگل گریه نکن من اینجا چشات چرا قرمزه.رفتم جلو دوستم:دوستت گلم گریه نکن اصلا مگه تو با من قهر نبودی چته زار زار گریه میکنی.رفتم جلو عشقم:عشقم گریه نکن من پیشتم مرد ک گریه نمیکنه..اینجا چ خبر.تا چشامو بستم رفتم توی یه خونه صدای گریه بچه میومد رفتم تو اتاق ابجیمو دیدم ی بچه بقلش بود بچه رو داد دست ی مرده بد ب بچه گف قوربونش بره مامان برو بقله بابا برم شیرتو بیارم گفتم اجی کی ازدواج کردی؟؟؟من خاله شدم؟؟؟جتی نگامم نکرد ی دفه چشم افتاد ب صفحه گوش که روی میز بود روشن شد رفتم بالا سرش تاریخو نگاه کردم زده بود 98/2/3 دوباره برگشتم تو اون جای تنگ.چشامو اروم گذاشتم رو هم 3 سااال گذشته بود و 3 سال پیش من مرده بود و الان بعد 3 ساال ار خواب بلند شدم درست روز تولدم.من الان 18 ساله شدم تولدم مبارک.
دیدگاه ها (۳۰)

فیک شوگا پارت هشتم مافیای بیرحم دختر لجباز

The Little Witness(شاهد کوچک )Part:3در باز شدو یونا اومد تو ...

#قلبی_در_دو_بدنP5وقت ناهار شد رفتم ناهارمو خوردم و رفتم تو ا...

𝘞𝘩𝘦𝘯 𝘵𝘩𝘦 𝘩𝘦𝘢𝘳𝘵 𝘤𝘢𝘭𝘭𝘪𝘯𝘨 𝘶𝘴 𝘱𝘢𝘳𝘵:68اشک هام بی اختیار شروع کرد ...

دو پارتی جیهوپ *درخواستی*که یهو از کوشکی صدای نوتیف اومد قبل...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part55صدای جیغ و دادای مامان میومدمامان:نفسسس...

پارت شیش اون اون یوری نبود ولی انگار میخواست خودکشی کنه رفتم...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 222♡⁠。⁠)⁩لبخند ...

آواز عشق♣️part8♣️ویو ا/تدر باز شد و یه خانم میانسال اومد داخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط