#عاشقانه_های_منو_تو🌱‌

#عاشقانه_های_منو_تو🌱‌
.‌
‏دوست داشتم؛
معلم املای تو بودم😇
و دوستت دارم را
املا بگویم
و هی بپرسم:
تا کجا گفتم؟🤔
تو بگویی :
"دوستت دارم❤️😁‌
.‌
.‌
#چیه_خو🤨
#دوست_دارم_دیگه😁🤗‌
.‌
.‌
#‌عاشقانه
#همسفر_تا_بهشت
#عشق
#ازدواج
#همسرانه


‌‌
#عاشقانه #عشق #تکست_خاص #پروفایل #تکست_ناب #عشقولانه #love
دیدگاه ها (۱)

من وقتی مادر شدم، تازه فهمیدم مادرم برای ما چه کرد…تازه فهمی...

وقتی پدرخوانده ات بود❤️پارت ۳(last part)_هعی+چی شده؟_میچا......

پارت ۳که در همان لحظات .........& جیمین ؟× یوری ؟& هی جیمینی...

پروانه جان

ازدواج اجباری...p⁶(end)موهاش رو گذاشتم پشت گوشش و گفتم:"این ...

Part ¹⁷ویو لیلیاومدم تو اتاق خودمو جونگکوک نشستم رو تخت هعی ...

عشق پنهان در جادویی تاریک پارت ۲پرتش کردم سمت هیولا و رفتم س...

True Love⑦آخر هفته بعدازظهربهش گفته بودم امروز به جای مطب بر...

رمان اسیر خان پارت دوازدهم ۱۲

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 225♡⁠。⁠)⁩دستش ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط