من آن پروانه ای تو

تورا می جویم شمع آرزویم
من آن دیوانه ای تو
تورا می جویم هستی آرزویم
ای قاصد برو منم مجبورم می آیم
به باغ سیاه افتاده است
روزگارم
گر موردم سر خاک ام بیایی
صدایم کنی که به سینه داغ دارم😢
دیدگاه ها (۲)

دور از تو هرشب تا سحر گریان چو شمع محفلمتا خود چه باشد حاصلی...

بخت آیینه ندارم که در او می‌نگریخاک بازار نیرزم که بر او می‌...

*ألسلام علیک یا علی ابن موسی ألرضآ ألمرتضی*salavat*

*عشق را بی معرفت معنا مکن* *زر نداری مشت خود را وا مکن* *گ...

یار مرا که او شده یار دگر چرا طلبمن که بدیدمش به دل عشق دگر ...

محبوب من:🌸❤آیا تا به حال به این موضوع فکر کرده ای که چرا از ...

پاییز که می‌رسد، انگار کسی در دوردست‌ها آهنگ دلتنگی‌اش را بر...

انسان متحیر در ستایش جزئیات این جهان هستی است..متحیر از ؛تفا...

بر سر تربت ما چون گذری...

**پارت ۳۹ (مراسمِ بدرقه‌ی امپراتورِ سیاه)**هوای سئول سنگین و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط