{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بازی درخون 🍷🗡

بازی درخون 🍷🗡
پارت شصت🍷🗡



محکم تو بغلم قفلش کردم
غریدم
آروم بگیر دوست داشتنی ..زدی نابودم کردی.

دو دقیقه تو بغلم بود که یهو دورمون‌ پر از ماشین شد
با دیدن گارد امنیتیم‌ نفسمو بیرون فوت دادم

ولی پری با دیدنشون ترسید
زد زیر گریه

شوکه نگاهش کردم
که مشت بهم زد و گفت
گرفتنمون. با این همه ماشین نمی‌تونیم جون سالم ببریم.

هقی زد
لعنتی تو قول دادی اتفاقی برای من نیوفته. من میخواستم از واج کنم بعد بچه دار بشم...

با گفتن این حرف گوشه ی لبم رفت بالا
بچه دار؟
حامله میشد ؟
از من؟

هوومم...قشنگ بود، این که شکمش به خاطر بچه ی من بیاد بالا قشنگ ترین چیزی بود که میتونست به من هدیه بده.

هر لحظه گریش بیشتر میشد ..
ولی میخواستم یکم تو بغلم رام بمونه

سرشو آورد بالا
نگاهی به دور و بر کرد و با دیدن اینکه یکی از محافظا دارن سمتمون‌ میان بیشتر چسبید بهم

وای داره میاد بکشتمون حتما نه؟

اینم ده پارت دیگ برای اینا که حمایتم میکنن مهربونااام🥺😘🥳
عشقااااا دلم پنجاه شدنمون مبارک🥺🥳🫂🫀
دیدگاه ها (۳۷)

𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

چند پارتی جونگ کوک وقتی هردوتون ایدل بودید... (ویو ا.ت)نور س...

سناریو ی درام از ا/ت و باجی

پارت ۵

کپشن رو ببینیددد🎀🤭عروسک من😈🔞پارت بیست و سه اون مرد لبخند مرد...

ممنون که میخونین این داستان واقعی نیست

#دوست_شیطون_منPart:2یهویی هیونجین یه مشت خوابوند تو صورت هیس...

اسیر عشق صورتی *پارت ۴*

Part ²

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط