{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

پارت 23
ویو داخل ماشین
فضای داخل ماشین خیلی سرد بود سکوت سنگینی هم بینمان افتاده بود ماشی با سرعت نسبتا بالایی حرکت میکرد و تهیونگ نگاهش رو جدی به به جاده گرفته بود بعضی موقع میخواست بهم دست بزنه ولی پشیمون میشد و منم ذهنم فقط یه جا بود اون مرد توی عکس رو خوب میشناسم اون کام جون بود عموی من و با دوتا بچه اما اون فقط یه پسر داشت و اونم جونگکوک بود و از اون بر شماره ی پشت عکس چرا باید به جیوو ربط داشته باشه باید اینو به تهیونگ بگم تا بره تحقیق کنه اما تا میخواستم حرف بزنم گفت:
-تحقیق میکنم
+درباره چی
-عکس
+ولی تو افرادت امریکا هستن
-به یکی میگم بهشون خبر بده نگران نباش
+ممنون
-خودت به چیزی مشکوک نیستی
+نه واقعا نمیدونم چرا باید دوتا بچه باشه از اون بر اگه بخوایم منطقی فکر کنیم میتونیم بگیم بچه ی فامیل بوده ولی اون شماره چی واقعا مغزم رد داده
-اشکال نداره
+از اون بر رفتار تو هم عوض شده دیگه بهم عزیزم نمیگی .. هق .. هق
-عزیزم گریه نکن منم خب مغزم شلوغه مثل تو
وقتی دیدم تهیونگ اصلا بهم محل نمیده و ایگنورم میکنه تصمیم گرفتم بزنم زیر گریه تا ببینم واکنشش چیه و بله.. زد کنار جاده تا دلداریم بده
-عزیزم گریه نکن دیگه بابایی ناراحت میشه نازی نازی ببخشید دیگه
+هق .. هق.. هقق
گریه هام اوج گرفت و بیشتر تو بدن ورزیده تهیونگ گم شدم ولی اون نمیدونست اینا همه نقشه هستن بعد چند مین از بقلش اومدم بیرون و گفتم:
+دارا دادان دان دان هووووووو
-الان چیشد
+همش نقشه بود
-مسخره... الان دیگه ناراحت نیستی
+نه از اول هم نبودم
-ایششش باشه بریم دیگه
و دوباره به راه ادامه داد ولی دیگه اون فضای سنگین نبود و اهنگ گذاشته بودیم و منم برای تیک تاک ویدیو میگرفتم و بعد چند مین همه کامنت گذاشته بودن چقدر بهم میایین منم خر ذوق شدم و بعد یه ربع به مقصد رسیدیم اما تا پیاده شدم چیزی دیدم که .....
-------
حمایت یادتون نره قشنگا دوستون دارم بای
دیدگاه ها (۵)

سلاممم سلامممم بچه ها دیدم فالوور هام زیاد شدن گفتم براتون ن...

𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

حتی اگه ۱ درصد هم هست بگو😥

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط