{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عاشقی درد است و درمان نیز هم

عاشقی درد است و درمان نیز هم
مشکل است این عشق و آسان نیزهم

جان فدا باید به این دلدادگی
دل که دادی میرود جان نیز هم

دامن از خار تعلق باز چین
باز گردد گل به دامان نیزهم

در نمازم قبله،گاهی پشت و روست
کافر عشقم،مسلمان نیزهم

عشق گفت از کفر و دین خواهی کدام
گفتمش این خواهم و آن نیز هم

بی سروسامان شوی در پای عشق
تا سرت بخشند و سامان نیز هم

ساقی ما چون می اندر خمره پخت
میدهد جامی به خامان نیز هم

شهریارا،شبچراغی یافتی
چشم و دلها کُن چراغان نیز هم...
دیدگاه ها (۱۵)

عاشقی درد است و درمان نیز هممشکل است این عشق و آسان نیز همجا...

عاشقی درد است و درمان نیز هممشكل است این عشق و آسان نیز هم.....

عاشقی درد است و درمان نیز هممشکل است این عشق و آسان نیز همجا...

عاشقی درد است و درمان نیز هممشکل است این عشق و آسان نیزهمجان...

عاشقی درد است و درمان نیز هممشکل است این عشق و آسان نیزهمجان...

✨🤍چه خوش گفت شهریارا :عاشقی درد است و درمان نیز هممشكل است ا...

//سلطنت راز آلود//پارت 39عشق درد است و درمان نیز هم مشکل است...

دیر است ،گالیادر گوش من فسانه دلدادگی مخوان!دیگر ز من ترانهٔ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط