{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من به تو خندیدم

من به تو خندیدم
چون که می دانستم
تو به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدی
پدرم از پی تو تند دوید
و نمی دانستی باغبان باغچه همسایه
پدر پیر من است
من به تو خندیدم
تا که با خنده تو پاسخ عشق تو را خالصانه بدهم
بغض چشمان تو لیک لرزه انداخت به دستان من و
سیب دندان زده از دست من افتاد به خاک
دل من گفت: برو
چون نمی خواست به خاطر بسپارد گریه تلخ تو را….
و من رفتم و هنوز سالهاست که در ذهن من آرام آرام
حیرت و بغض تو تکرار کنان
می دهد آزارم
و من اندیشه کنان غرق در این پندارم
 که چه می شد اگر باغچه خانه ما سیب نداشت

فروغ فرخزاد
دیدگاه ها (۵)

اینم ابراز احساس یکی مددجویانم بعد ازاینکه از منطقه حصه به ...

زنگ آخر دهه شصتی ها😄 😂

تو به من خندیدی و نمی دانستیمن به چه دلهره از باغچه همسایه س...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

من به تو خندیدمچون که می دانستمتو به چه دلهره از باغچه همسای...

من به تو خندیدمچون که می دانستمتو به چه دلهره از باغچه همسای...

برای خواهرم 💞فاطمه💞

من به تو خندیدمچون که می دانستمتو به چه دلهره از باغچه ی همس...

من به تو خندیدمچون که می‌دانستمتو به چه دلهره از باغچه همسای...

من به تو خنديدم چون كه مي دانستم تو به چه دلهره از باغچه ه...

من به تو خندیدمچون که می دانستمتو به چه دلهره از باغچه همسای...

من به تو خندیدم چون که می دانستمتو به چه دلهره از باغچه همسا...

من به تو خندیدم چون که می دانستم تو به چه دلهره از باغچه ی ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط