تقدیم به او که نیست ولی حس بودنش بر من شوق زیستن داد
تقدیم به او که نیست ولی حس بودنش بر من شوق زیستن داد
دلم برای کسی تنگ است که آفتاب صداقت را به میهمانی گلهای باغ می آورد و گیسوان سپیدش را به باد می داد.
دست های چروکیده اش را به آب می بخشید و قصه های شیرینی برای شبهای خوش کودکیم می خواند....
تقدیم به همه مادربزرگا....
دلم برای کسی تنگ است که آفتاب صداقت را به میهمانی گلهای باغ می آورد و گیسوان سپیدش را به باد می داد.
دست های چروکیده اش را به آب می بخشید و قصه های شیرینی برای شبهای خوش کودکیم می خواند....
تقدیم به همه مادربزرگا....
- ۲.۷k
- ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۲۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط