{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تقدیم به او که نیست ولی حس بودنش بر من شوق زیستن داد

تقدیم به او که نیست ولی حس بودنش بر من شوق زیستن داد
دلم برای کسی تنگ است که آفتاب صداقت را به میهمانی گلهای باغ می آورد و گیسوان سپیدش را به باد می داد.
  دست های چروکیده اش را به آب می بخشید و قصه های شیرینی برای شبهای خوش کودکیم می خواند....
تقدیم به همه مادربزرگا....
دیدگاه ها (۲۸)

✦ اولین گناه ✦فصل چهلم: تا ابد---حسودی.لعنتی. حسودی.به بچه‌ه...

داستان عاشقانه جدید

خسف | قصه بیست و سوم: حضرت زینب (س) بخش دوم (قسمت پایانی)

P : 3

خسف | قصه بیست و یکم: حضرت عباس (ع) (بخش پایانی)

P : 22

تقدیم به او که نبود ولی حس بودنش بر من شوق زیستن داد دلم برا...

تقدیم به او که نبود ولی حس بودنش بر من شوق زیستن داد دلم برا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط