{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پدر خوب من

پدر خوب من

ای فدای روی همچون ماه تو
گشته ام من واله و شیدای تو

تکیه گاه من تویی هان ای پدر
ای پدر کی میشوم همتای تو؟

گر تو می بینی که شعری گفته ام
دوست دارم پا گذارم جای تو

گرچه می نتوان که جا پایت گذاشت
لیک رسوا می شود بدخواه تو

آب دریا را اگر نتوان کشید
میتوان نوشید از دریای تو

ای پدر با من بگو درد دلت
تا که من مرهم نهم غمهای تو

ای پدر پشت و پناه من تویی
پشت من گرم است از گرمای تو

ای پدر خونی که در پود من است
قطره قطره میکنم اهدای تو........
روزت مبااااااارک...فرشته زمینی..


 http://s2.picofile.com/d/d6276163-cbd3-4bb8-8307-5da56155b4b4/delam_tange_www_my_narcissus_blogfa_com_.mp3
دیدگاه ها (۱۶)

پدر دستش را بر شانه ی پسرش گذاشت و پرسید ؛ من قویترهستم ، یا...

باران گرفت و قصه ی دریا شروع شدتکبیرهای جنگل و صحرا شروع شدب...

بخوان طفل کوچکم بخوان!

گاهی توکل متوکل به هادی است . . .

ک.د.آزاد شاعر بانه‌ای

علی عبدالرضایی

خماری !!

زاهدا چندی بیا با ما به‌خلوت یار باشصحبت احرار بشنو محرم اسر...

ابلیس

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط