{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سلام

سلام
بیاین یکم با هم آشنا بشیم من رزی هستم
من از بچگی عاشق انیمیشن های دیزنی بودم از اینا که پرنسس با پرنس آشنا میشه و عاشق هم میشن و در آخر باهم ازدواج میکنن البته داستان من عاشقانه هست ولی عاشقانه کم دردسری نیست بگذریم بریم سر اصل مطلب
یه روز پاییزی در تاریخ ۱۳۸۶.۷.۲۰ یه پسر خوشگل به دنیا اومد تا حالا شنیدید که میگن بعضی ها برای زندگی کردن به دنیا نیومدن دقیقا این پسر بچه هم برای زندگی کردن به دنیا نیومده این پسر بچه به دنیا اومده که سختی بکشه البته این پسر بچه از بدو تولد بد شانس نبوده اون از وقتی سختی هاش شروع شد که......
بقیه رمان پارت بعد
امید وارم دوست داشته باشید😉😊
دیدگاه ها (۵)

چقدر منتظر شنیدن یه همچین پیامی از سمت مادرم هستم ، همیشه خد...

مربی موتور سوار

سلام بچه ها.... خب بریم برای معرفی شخصیت ها و خلاصه داستان ج...

#مانهوا_عاشقانهمانهوا ی جدیداسمش : لطفا درست رفتار کن خانومی...

پارت یکتوی این عمارت فقط یه نفر زندگی میکرد یه پسر بیرحم و م...

گاهی آدم آن‌قدر درگیر ساختن زندگی می‌شه که یادش می‌ره خودش ه...

[اونا هیچی درباره ما نمیدونن] part 1

○ مستند لیسا همچنین از محدودیت‌های شدید وای‌جی برای اعضای بل...

🥹🤍 دلم می‌خواد برگردم به روزایی که هنوز یه بچه‌ی کوچولو بودم...

خیلی خب! الان دیگه وقت رمان نویسیه.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط