جدایی دردناک p3

یک روز بعد
مینهو : ات ؟ ات
تو خواب سنگینی بودم که با صدا ی لینو بیدار شدم‌ گفتم چیزی شده ؟
مینهو : نه بابا 😅😅 فقط انگار مامانت جلو دره گفت مامانته
ات : چی کی ؟
اصلا حوصله شو نداشتم اون اینجا چیکار می‌کرد چه جوری پیدام کرد
موهاشو ناز کردم و گفتم اوکی لینو عاشق این کار بود و خودشو لوس کرد
رفتم جلو در
ات : چی می خوای نمی خوام اصلا آبروم بره پس زودتر کار تو بگو
م ات : چقد بی ادبی تو با این پسرا تو یه خوابگاهی خجالت نمیکش
قبل از این که حرفش تموم شه گفتم
اگه میخواستی برام مادری کنی اون روز هایی که حالم بد بود افسردگی داشتم کمکم میکردی
همه ی اینا رو آروم میگفتم که کسی نشنوه اون از گذشته من خبر نداشتن
م ات : همین الان بر میگردی ایران و کاراتو انجام میدی استعفا ت رو سریع بنویس
بهش خندیدم و گفتم عمرا
م ات : اگه اینکارو نکنی تو گوشم کلمات تلخی رو گفت من من باید میرفتم و گرنه باعث ابرو ریزی استری کیدز میشدم تک تک پسرا از در رد میشدن و بهش سلام میکردن به مامان عوضی من
بغضم گرفت که یهو دیدم مدیر جی وای پی جلو دره دیگه میدونستم اگه نرم خبرایی میشه
مدیر جی وای پی : نامه استعفات رو نوشتم همین الان میتونی بری تو یوتیوب هم به استی ها میگم که یهو چان رو دیدم
چان : چی دارید میگید ؟ استعفا کی ؟ خبریه ؟
یهو همه جمع شدن ات ؟ ات ؟ چیزی شده ؟
مدیر جی وای پی : آره خبریه ات گفته از شما متنفره و میخواد از گروه بره
زبونم بند اومد چی ؟ ها ؟ چی ؟
مینهو : ات واقعیت نداره ؟ مگه نه دروغه آره
همه پشت سر هم همینارو تکرار میکردن و بغض هایی جلوی من بود
هان : توهم قراره ترکمون کنی ؟
چان : میخوان به زور ببرنت مگه نه تو اینجا رو دوست نداری ؟ هرکارییی برات انجام میدیم تا بمونی خب چیزی اذیتت میکنه ؟ بدو بگو دیگه لالی ؟؟
تا حالا اونا رو ندیده بودم باید باید چی کار می‌کردم؟
منتظر p4 باشید
دیدگاه ها (۲)

سالها پیش توی شرکتی کار میکردم و اشتباهی مرتکب شدم که ۳۰۰ می...

#دو پارتی از هیونجین . درخواستی موضوع: (وقتی توی کمپانی باها...

پارت شانزدهم کوک. رفتم شرکت بیبنم که این دوتا چی میگن ته. وا...

#میشه_خورشید_من_بشی؟جونگین/سوآپارت: ۳روی صندلی نشستم و دستام...

پارت ۵۰

𝑺𝑪𝑬𝑵𝑻𝑬𝑫 𝑫𝑬𝑺𝑻𝑰𝑵𝑰𝑬𝑺پارت ۳۷در کاملاً باز شد.همه منتظر بودند هما...

پارت 26 رمان عشق مدرسه ای جونگین: اگه جرعت داری یکیو تو جمع...

پارت دوم چند شاتی وقتی حالت بد میشه ویو بنگ چان وقت ی دکتر ...

THE FIRST KISSPART: 8بعد از حرفم سکوت کرد دوباره به سمت خونه...

🖤 پشتِ غرورِ سردت | 𝑷𝒂𝒓𝒕 7#لینو #فیکشنلونا با وحشت به مینهو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط